هنر از دیدگاه مطالعات فرهنگی
یکی از تازه ترین رویکردها به مقوله هنر ،رویکردی است به نام رهیافت مطالعا ت فرهنگی به مقوله هنر.
ویژگی های مطالعات فرهنگی
به سبب ماهیت بینا رشته ای مطالعات فرهنگی ،تعامل با حوزه هایی مانند نظریه فیلم ،نظریه ی ادبی ،فلسفه هنر ،تاریخ هنر و جامعه شناسی هنر و... سبب غنای این رویکرد می گردد. در واقع مطالعات فرهنگی هنر بریکولاژی است از دیگر حوزه های مطالعه هنری . از این روی مطا لعا ت فرهنگی تنها از مجرای بررسی
تکه های گوناگون این بریکولاژ قابل درک است.
مطالعات فرهنگی هنر به سبب سویه ی عمیقا انتقادی خود سعی در فهم دیگر گونه ی جریان های معاصر هنر دارد از این رهگذر به شکلی خاص از دستگاه های گوناگون جامعه شناسی و فلسفه بهره می گیرد. کار ویژه ی اصلی مطالعات فرهنگی هنر حضور بخشیدن به معانی غایب در هنرهای والا و هنرهای مردم پسند است .مطالعات فرهنگی هنر بر این باور است که متن هنری تنها پس از دریافت تبدیل به اثر می گردد. از این روی در روند تولید اثر دو لحظه ی حسا س وجود دارد :یکی لحظه آفرینش متن (ادبی/ بصری/ شنیداری و...)
و دیگری لحظه ی دریافت آن و تبدیل شد نش به اثر.
در جوامع غربی به سبب تحرک اجتماعی بالا ،شتاب تغییرات و ناهمگونی فزاینده جمعیتی ،مسئله سیالیت هویت ،ناپایداری های معنایی و تکثر فرهنگی بالا ،شاهد دگرگونی های هر روزه در جریان های هنری هستیم .بررسی این تغییرات مستلزم انعطاف نظری بالایی است. از این روی مطالعات فرهنگی گاه از مفهوم سرمایه ی فرهنگی بوردیو گاه از امر مناقشه بر انگیز آلتوسر و گاه از حیث های سه گانه لکان بهره می برد.
مطالعات فرهنگی هنر بر خلاف جامعه شناسی هنر التزامات و تقیدات رشته ای خاصی ندارد از این روی
طیف وسیعی از موضو عات و رویکردها را در بر می گیرد .برررسی دقیق تمامی موضوعات و رویکردها در جستار حاضر نا ممکن است. از این روی به سبب پرهیز از کلی گویی دو نمونه از این رویکردها را بررسی و واکاوی کرده ایم. به قیاس از این رویکردها می توان از رویکردهای مشابه دیگری در باب هنر همجنس خواهان ،هنر خرده فرهنگ ها ،هنر جوانان و... سخن راند.
1- هنر تنها هنر نخبگان نیست بلکه هنرهای عامه پسند یا هنرهایی که از مردم برای مردم و به وسیله مردم شکل گرفته را در بر می گیرد .
آراء لوکاچ ، گلدمن و آدرنو در این حوزه مهم است . آراء بزرگان ادبیات و بزرگان رمان که نگاه نخبه گرایانه به هنر و ادبیات دارند داستان هایی که عامه مردم می خوانند را در بر نمی گیرد.
2- مطالعات فرهنگی مقوله هنر را فقط به هنر مکتوب محدود نمی کند . مفهوم متن در مطالعات فرهنگی فقط به دیوان شمس یا حافظ و آثار بزرگان محدود نمی شود. در مطالعات فرهنگی واژه متن
مفهوم بسیار وسیع تری دارد و تمام برنامه های رسانه ها را شامل می شود. در مطالعات فرهنگی ،زیبایی شناسی در زندگی روزمره شکل می گیرد ،نه آنچه که فقط یک قشر خاص هنرمند ایجاد کنند. آرایش و پوشش جوانان ،طراحی صنایع و دکوراسیون داخلی منازل و... را نیز مورد بحث قرار می دهد.
3- در مطالعات فرهنگی مسئله قدرت در هنر مهم ترین موضوع است . از دید مطالعات فرهنگی هنر در بر دارنده مجموعه مناسبات اجتماعی است .یعنی از آنها تاثیر می پذیرد و متقابلا بر آنها تاثیر می گذارد .
هنر مقوله بی طرفی نیست که برای کشف حقیقت تا تعالی انسان صورت گرفته باشد . قومیت ها ،جنسیت ها ،طبقات و گروههای اجتماعی با هم به تنازع نمادین می پردازند . هویت ها شکل می گیرد ، تثبیت می شود ، منابع تولید و توزیع می شوند و همه اینها با روابط سیاسی و اجتماعی و... نیز عجین می گردند . و اینکه چگونه نابرابری های اجتماعی ،طرد اجتماعی و... صورت می گیرد را نیز مورد بررسی قرار می دهند.
4- مخاطبان و مصرف کنندگان هنر و محیط بخشی از هنر هستند.
لوسین گلدمن سه مسیر اصلی پژوهش در جامعه شناسی ادبیات را از هم تفکیک می کند .
مطالعات پو زیتویستی :
بررسی متون و آثار ادبی از چشم انداز جامعه شناسی پوزیتویستی که شارح اصلی آن روبرت اسکار پیت در انیستیتوی ادبیات و فنون هنری توده ای در دانشگاه بوردو است. مطالعات اسکار پیت در ایران با انتشار کتاب ((جامعه شناسی ادبیات ))او شناخته شده است . مطالعات اسکار پیت در زمینه تاریخ جامعه شناسی کتاب و دریافت آثار ادبی نزد کارمندان و کارگران و گروه های مخلف اجتماعی دیگر است. این مطالعات با استفاده از روش های کمی و پیمایشی متعارف در جامعه شناسی و استفاده از پرسشنامه و تحقیق های بی سمت و سو و نظیر آن است.
مطالعات تفسیری جامعه شناسی ادبی :بررسی برخی جنبه های جزیی متون ادبی در مقام نشانه ها و فرانمودهای آگاهی جمعی و دگرگونی های آن موضوع اصلی این نوع مطالعه است.
شارح این مطالعات را می توان لئولوونتال از اعضای برجسته مکتب فرانکفورت دانست. از لئو لوونتال تنها اخیراًکتابی را دکتر شادرو با عنوان ((جامعه شناسی ادبیات ))ترجمه کرده اند . مطالعه زندگینامه اشخاص مهم یکی از بررسی های شناخته شده در این زمینه است.
جامعه شناسی آفرینش ادبی : در این مطالعات اثر ادبی را همان قدر پدیده ای اجتماعی می دانند که پدیده ای فردی است. از این دیدگاه اثر ادبی آفرینشی جمعی است. این دیدگاه یا مطالعات تاریخ طولانی دارند و می توان آن را از دیدگاه سنتی و دیدگاه معاصر که متاثر از اندیشه جورج لو کاچ است متمایز ساخت. این دیدگاه شامل آثار مادام دو استال و هیپولیت تن ،برخی آثار جامعه شناختی معاصر ، از جمله آثار مار کسیستی سنتی است. این نظر گاه پیوندی کما بیش فشرده بین محتوای آگاهی جمعی کل جامعه و یا برخی از گروه های خاص و محتوای آثار ادبی بر قرار می سازد. این گرایش به ویژه در آثار گروههای معینی از مارکسیستها نمایان است. گلدمن می گوید :تردیدی نیست که هر آفریش تخیلی به مقیاسی کما بیش گسترده ،محتوای آگاهی جمعی را باز می آفریند. اما مساله این است که آیا میان خصلت تقلیدی و ارزش حقیقتاً زیبا شناختی متون پیوندی وجود دارد؟ در واقع چنین می نماید که نشان دادن چنین پیوندی هیچ گاه میسر نشده است و بر عکس ، باز آفرینی صرف محتوای آگاهی چمعی ،خاص آثاری است که ارزش زیبا شناختیاندکی دارند و آفریده نویسندگانی نسبتاً بی بهره از تخیل آفرینشگرانه اند."(گلدمن،جامعه شناسی ادبیات،ترجمه محمد جعفر پوینده ، ص72 )
اما بنیانگذار راستین جامعه شناسی ادبیات ،جورج لو کاچ است. کار مهم او برقراری پیوند میان جامعه شناسی ادبیات و زیبا شناسی کلاسیک و دیالکتیک کانت و هگل و مارکس است. اندیشه محوری این زیبا شناسی این است که اثر هنری سازنده جهانی تخیلی ، غیر مفهومی و در عین حال بسیار غنی و به تمامی یکپارچه و یکدست است. پس ساختار سازنده وحدت اثر به صورت یکی از عناصر اصلی سرشت زیبا شناختی آن جلوه می کند.این به آن معناست که همه بررسی هایی که به عناصر جزیی می پدازند ، هر حاصلی هم که داشته باشند ، بیرون از عرصه زیبا شناسی به معنای دقیق واژه قرار می گیرند.
مکتب لوکاچ نه فقط آثار کسانی مثل اریش کوهلر ، لوسین گلدمن و شاگردان آنها را در بر می گیرد ،بلکه آثار برجسته ای مثل محاکمات اوئر باخ و تاریخ اجتماعی هنر از آرنولد هاوزر را نیز شامل می شود . اهمیت این مکتب این است که از همان آغاز بر مفهوم ساختار معنا دار( یعنی بر وحدت و معنای اثر ) متمر کز شده بود .لو کاچ در کتاب تاریخ و آگاهی طبقاتی ،میان ساختارهای ذهنی سازنده آگاهی جمعی و ساختارهای زیبا شناختی سازنده اثر هنری رابطه متقابل برقرار می کند . پس از لوکاچ ،چشم اندازهای جامعه شناسی ادبیات به کلی دگرگون شد. دیگر اثر در وهله نخست به صورت بازتاب آگاهی جمعی جلوه نمی کرد و پیوند های اساسی نه در سطح محتوا بلکه در سطح همخوانی ساختاری برقرار می شد .آثاری بسیار متنوع – قصه های پریان ،داستانی که ماجرایش در پیش از تاریخ یا در عهد باستان می گذرد ،ممکن است ساختارهای همخوان با ساختا رگرایش های معا صر آگاهی جمعی طبقه یا گروه اچتماعی خاصی داشته باشد.
مفهوم محوری هر گونه جامعه شناسی دیالکتیکی و جامعه شناسی دیالکتیکی ادبیات به زعم گلدمن ،مفهوم پیشینه آگاهی ممکن است. هر گروه اجتماعی آگاهی و ساختارهای ذهنی خود را در پیوند نزدیک با عمل اقتصادی و سیاسی اجتماعیخویش در درون مجموع جامعه می پروراند . اما آگاهی جمعی بیرون از آگاهی فردی وجود ندارد .هر فرد عضو چندین گروه است . آگاهی او آمیزه ای است از عناصر آگاهیهای جمعی گوناگون و اغلب متضاد .او از گروه هایی نیز تاثیر می پذیرد که به پایگاه اجتماعی او تعلق ندارند .بنابراین آگاهی جمعی فقط به صورت واقعیتی بالقوه در آگاهی یکا یک افراد گروه وجود دارد . واقعیتی که جامعه شناس می تواند از رهگذر بررسی گروه ، آن را روشن سازد. در نتیجه آگاهی جمعی حکم نوعی گرایش دارد .
نکته مهم این است که پیشینه آگاهی ممکن در تفکرات مفهومی (اندیشه های فلسفی )یا آفرینش های ادبی تخیلی بیان می شود. این نکته می تواند دو نوع جامعه شناسی را از هم متمایز کند :نوعی که استوار بر مفاهیم آگاهی جمعی واقعی ،محتوا ،کلیشه های ذهنی و بازتا ب است که در مورد آثار موسوم به رسانه های گروهی بیشترین کاربرد را دارد و دوم جامعه شاسی استوار بر مفاهیم آگاهی جمعی بالقوه ،پیشینه آگاهی ممکن ، انسجام ،ترکیب دیالکتیکی وحدت و غنا که در بررسی آفرینش های عظیم فرهنگی که نقشی مهم در تاریخ داشته اند ،بسیار کار آمد بوده اند .
معرفی کتاب گزاره هایی در باره ادبیات معاصر نویسنده دکتر علی تسلیمی
این کتا ب یک سیر تحولی از داستان نویسی فارسی معاصر است که نویسنده این سیر تحولی را به هفت دوره تقسیم می کند :
دوره اول: از اواخر سال 1280 به بعد است که رمان های مراغه ای ، طالبوف ، دهخدا ، جمال زاده و.. در این دوره جای می گیرد .
دوره دوم : د راین دوره به بررسی موضوعاتی مثل مرگ ، عشق، زندگی به عنوان محور داستان نویسی فارسی در دهه دوم قرن 14 ( سال 1310 به بعد )و همچنین تجزیه و تحلیل آثار افرادی مثل هدایت ، حجازی ، علوی و.. پرداخته می شود.
دوره سوم : دوره سوم این کتاب تحت عنوان جامعه گرایی و جامعه ستیزی مطرح می شود که داستان های آل احمد و داستان نویسان چپ و مارکسیست ایرانی در این دسته جای می گیرد .
دوره چهارم : دوره چهارم این کتاب تحت عنوان روایت های روستایی و محلی معرفی می شود و در این دوره به داستان های دولت آبادی ، صمد بهرنگ و... پرداخته می شود .
دوره پنجم : دوره پنجم این کتاب تحت عنوان روایت های شهری معرفی می شود . رضا برهمنی و... در این دوره جای می گیرند.
دوره ششم : نویسنده، این دوره را تحت عنوان جریان های مدرن نامگذاری می کند.
دروه هفتم : این دوره ، دوره ادبیات وقایع انقلاب و جنگ است که چند دهه اخیر را در بر می گیرد .
تولد نثر معاصر و ریشه های اجتماعی آن
ما معمولا وقتی از ادبیات فارسی صحبت می کنیم اغلب ذهنمان متوجه فردوسی ، حافظ ، سعدی و شعرای کلاسیک می شود در حالی که منظور از ادبیات فارسی صرفا شعر و شعرای کلاسیک نیست بلکه ادبیات معاصر و نثر نیز جزء ادبیات فارسی است . به دلیل سلطه و غلبه ای که شعر به طور تاریخی در فرهنگ و زبان فارسی داشته این ته نشست فرهنگی برای ما باقی مانده که ادبیات یعنی شعر ، شعر هم یعنی کلاسیک بخصوص در قرائت رسمی، ما معمولا شعر را زبان فرهنگ کلاسیک ایران می شناسیم اما به چند دلیل ویژگی فرهنگ زبان فارسی تغییر یافته است :
اولا اینکه اهمیت نثر در زبان فارسی گسترش یافته است . اگر در گذشته نثر اهمیت نداشت عمدتا به دلیل نداشتن سواد خواندن و نوشتن مردم ایران بود در نتیجه تنها آن بخشی از ادبیات قابل اشاعه بود که موزون ، مقفا و آهنگین بود و قابلیت به حافظه سپردن را داشت. نثر را برخلاف شعر نمی توان حفظ کرد زیرا نثر قابلیت به خاطر سپردن را ندارد . از اینرو در دوره های گذشته که مردم فاقد سواد خواندن و نوشتن بودند عملا نمی توانستند با نثر ارتباط بر قرار کنند و فقط نخبگان می توانستند از متون نثر استفاده کنند . اما با توسعه تدریجی نظام مدرسه ، انقلاب سواد آموزی ( از سال 1300 به بعد ) به تدریج سواد همگانی تر شددر نتیجه نثر نیز از اهمیت بیشتری بر خوردار شد و با افزایش سواد مردم ، جا برای شعر تنگ تر می شود.
ثانیا شعر به مثابه یک نهاد فرهنگی ویژگی هایی داشت که با ساختار پیشامدرن ایران منطبق بوده است . هر چقدر جامعه ای دارای یک ساختار ناهمگن، پیچیده ، متراکم و وسیع باشد روابط اجتماعی آن از حالت چهره به چهره به روابط با واسطه تبدیل می شود و به تدریج فرهنگ شفاهی و رو در رو در آن جامعه به یک فرهنگ رسانه محور و با واسطه میل پیدا می کند. شعر یک رسانه برای روابط گرم چهره به چهره است نه تنها به این دلیل که قابلیت به خاطر سپردن دارد بلکه به این دلیل که دارای قدرت تاثیر گذاری نیز هست. شعر قدرت تحریک کنندگی و هیجان آفرینی دارد در حالی که نثر این قابلیت را ندارد زیرا نثر علاوه بر سواد ، یک سرمایه فرهنگی نیز می خواهد. مثلا شعر حافظ را بسیاری از مردم نمی فهمند ولی چون شعر است و آهنگین و هیجان آفرین است هر کسی می تواند به نوعی آنرا با احساس خود در آمیزد و این تصور را پیدا کند که شعر حافظ را فهمیده است. در جوامع پیشامدرن ایرانی ،شعر مهم ترین رسانه بوده است از زمان عباس میرزا نایب السلطنه است که نثر فارسی اهمیت پیدا می کند. به یک معنا می توان گفت یکی از مهم ترین شاخص های مدرنیزه ایرانی ، توسعه نثر است و جامعه سنتی ، جامعه شعر محور است در حالیکه جامعه مدرن ، جامعه نثر محور است که بخشی از آن به همان دلایلی بود که ذکر شد و بخشی از آن به ویژگی ها و قالب هایی که نثر با خود به همراه داشت بر می گردد یکی از این قالب ها ، قالب داستان است.
داستان : در جامعه ایران مانند هر جامعه دیگر ، داستان یک امر عمومی است و یکی از قاعده هایی که موتور ذهن ما بر اساس آن عمل می کند تولید روایت است. در زندگی روزمره ، برای بیان احساس هیچ راهی جز اینکه روایت بسازیم وجود ندارد و این کار را به طور نا خود آگاه انجام می دهیم. در تمام فرهنگ ها داستان نویسی وجود دارد منتهی تحول قالب ها و فرم ها و شیوه های داستان نویسی فرق می کند. در زبا ن و ادبیات فارسی نیز داستان نویسی داریم . مثلا در فرهنگ شفاهی اشکال مختلفی از اسطوره ها ( مثل اسطوره گیل گمش ) و داستان ها ( مثل داستان حسین کرد شبستری ) وجود دارد . اما غیر از شیوه های مختلف داستان سرایی ، شیوه های رسمی داستان نویسی نیز وجود دارد مثل جوامع الحکایات عوفی و سفرنامه ناصر خسرو.
بنابراین در گذشته در نثر اشکال مختلفی از روایت و داستان وجود داشته است . آنچه که در قرن نوزدهم در ادبیات فارسی اتفاق می افتد این است که اشکال جدیدی از روایت گری و داستان نویسی و داستان پردازی تحت عنوان رمان و داستان کوتاه به وجود می آید که عمدتا تحت تاثیر تحولات مدرن شدن در جامعه ایران است. مدرن شدن یعنی فرایند های مدرنیزه که یکی از فرایندهای مدرنیزاسیون مشارکت همه مردم در تولید و مصرف فرهنگ است . یکی از ویژگی های داستان کوتاه و بلند این است که توده های مردم می توانند با آن ارتباط بر قرار کنند چرا که این داستان ها هم به لحاظ نثر و هم به لحاظ سوژه ، محتوا ، و موضوع کم و بیش باز نمای زندگی مردم هستند . یکی دیگر از ویژگی های داستان و رمان جدید این است که فرد محور است زیراکه در داستان ها ما با شخصیت هایی سرو کار داریم که برای تحقق نیاز ها و خواسته های خود مبارزه می کنند و همچنین به گونه های مختلف تجربه مدرن شدن را بازگوو باز نما می کنند .
از سال 1820 به بعد جامعه ایران شاهد توسعه تکنولوژی ، تاسیس مدرسه دارالفنون ، نظام دیوان سالاری و.. است. عده ای از روشنفکران در قرن نوزدهم به خارج از کشور سفر کردند . آخوند زاده ، طالبوف تبریزی ، ملکم خان کسانی بودند که در سفر های خود به اروپا با مظاهر تمدن جدید از جمله تحول در شعر و ادبیات و ظهور رمان و داستان آشنا شدند و نمونه هایی از داستان های غربی را با خود به ایران آوردند و همین امر باعث آشنایی ایرانیان با شیوه های داستان نویسی معاصر شد و داستان های جدید بازنمای احساسات و عواطف و ارزشهای فردی و. هستند . در عین حال دنیای مدرن دنیایی است که انقلاب صنعتی و توسعه شهر نشینی و.. را پشت سر گذاشته است. جامعه ایران از سال 1300 به بعد در معرض تجربه انقلاب صنعتی و توسعه شهر نشینی قرار گرفت حاشیه نشینی ، فقر ، فحشا، نابرابری های طبقاتی در جامعه، ظهور گروههای اجتماعی ناهمگن در شهر از جمله مسائلی بودند که در ایران آن دوره دیده می شد بنابراین در این فرایند ، رمان و داستان معاصر بخش مهمی از رسالت شان بازنما کردن مثلا تجربه انسان شهرنشین است . مثل رمان تهران مخوف نوشته مشفق کاظمی که بیان تجربه های جامعه ایران ، بخصوص شهر تهران است . یکی دیگر از فرایند های مدرن شدن ، شکل گیری دولت ملی است . زیر بنای فرهنگی و سیاسی دولت ملی ، ناسیونالیسم است . در ایران نیز فرایند های مدرن شدن که یک بعدش ناسیونالیسم و هویت ملی است بوجود آمد. و برای شکل گیری هویت ملی و حس وحدت ، نوشتن داستان و رمان آغاز شده بود که یکی از داستان های معروف در این زمینه ، سیاحت نامه ابراهیم بیک است. بخشی از داستان نویسی ما به احیای ارزش های ایران قبل اسلام بر می گردد میرزا آقا خان کرمانی دو کتاب به نام داستان های باستان و آئینه اسکندری را می نویسد که بر اساس ایدئولوژی ناسیو نالیسم می توان گفت او از نخستین داستان سرایان ایرانی است. در کنار این خط و مسیر داستان نویسی ، احیای داستان های ملی نیز وجود دارد مثلا شاهنامه و فردوسی در دوره قبل و بعد از مشروطه یعنی از سال 1850 به بعد اهمیت پیدا می کنند بخصوص اینکه ناسیو نالیسم های ایرانی مثل سید حسن تقی زاده، کاظم زاده ایرانشهر که مجله کاوه را در برلین آلمان منتشر می کردند و بعد ها مجله ایرانشهر را منتشر کردند معتقد بودند : باید ارزش ها ، آداب و رسوم و داستان های ایران باستان را احیا کنیم و این افراد خیلی به زبان پهلوی توجه داشتند . بنابراین در دوره قاجار یک اتفاق مهمی افتاد و آن باز نویسی داستان های ایران با ستان بود. در عین حال یکی از ارکان مهم ناسیونالیسم ، توجه به زبان ملی بود. زبانی که از واژه های بیگانه پاک شده باشد . ناسیو نالیسم به عنوان یک زبان ، گفتمان و چار چوب برای شکل دادن به داستان سرایی ملی مورد توجه قرار گرفت.در دوره مشروطه و رضاخان زبان سره و پاک زبانی بود که از واژه های عربی پاک باشد نه از واژه های اروپایی . زیرا ناسیو نالیسم های ایرانی تصور می کردند که ایرانیان و اروپائیان بر اساس ناسیونالیسم ایرانی گری یکی هستند و تنها عربها هستند که با آنها بیگانه اند.به همین دلیل غرب زدایی به عنوان یک هدف برای تصفیه زبان فارسی مورد توجه قرار گرفت و به تدریج توجه به زبان محاوره مردم اهمیت پیدا کرد و در واقع توجه به زبان محاوره یک نوع توجه ناسیونالیستی به زبان فارسی نیز بود. کسی که بیش از همه در این زمینه نقش داشت سید محمد علی جمال زاده بود .جمال زاده کتاب یکی بود یکی نبود را در سال 1301 منتشر کرد ویک مقدمه ای بر این کتاب نوشت که در آن به بحث درباره انقلاب ادبی و دموکراسی ادبی پرداخته بود. جمال زده معتقد بود : ما باید طوری بنیویسیم که عوام بفهمند و خواص بپسندند. در اصل می توان گفت این جریان ، جریانی بود که از قائم مقام و کتاب منشات او آغازشده بود. زیرا کتاب منشات در دوره خود دارای یک نثر ساده بود. جمال زاده نیز در نوشته های خود نثری را به کار می گیرد که ساده و انباشته از تجربه های مردم و و معطوف به تحولات فرهنگی و اجتماعی بود.
به هر حال داستان نویسی ایران بخصوص داستان کوتاه با یکی بود یکی نبود جمال زاده آغاز می شود و تا هدایت ادامه می یابد. بنا براین داستان و رمان ابزاری برای تعریف سبک و شیوه زندگی است، و نوشتن و خواندن داستان های امروزی نوعی تلاش برای ساز ماندهی و شکل دهی به هویت شخصی است. به طور کلی رمان ، داستان و همه هنر ها در دوره معاصر کار کرد اصلی شان این است که به فرایند هویت یابی انسان ها کمک می کنند. در رمان های هدایت می توانیم باز نمایی تجربه مدرنیته ایرانی در شهر و روستا و شیوه های به چالش کشیدن سنت را ببینیم. هدایت چند سنت را تثبیت کرد :
1- سنت گرد آوری فرهنگ مردم
2- زبان محاوره و عامیانه را که جمال زاده آغاز کرده بود به کمال رساند و خیلی پخته تر و جدی تر وارد جریان داستان نویسی معاصر کرد.
سوژهای تحقیق جامعه شناسی هنر و ادبیات :سوژه تحقیق می تواند یکی ازاین زیر مجموعه های باشد :
1- آثار هنری 2- نهادها و سازمان های هنری3- رسانه های هنری4- گفتمان های هنری: روندهاوجریان ها
منظور از تحقیق،صرفا تحقیق پیمایشی نیست.تحقیق جامعه شناسی هنر وادبیات باید به صورت مقاله تالیفی باشدوبرای نوشتن این مقاله،باید روش های ساده ی نوشتن را رعایت کنید.برای نوشتن واندیشیدن اول باید احساسات و عواطف در گیر شود.کاربرد یک روش را باید از طریق نوشتن یاد گرفت ولازمه این امر آن است که با سوژه ای که برای اندیشیدن بر می گزینید وارد گفتگو شوید .زمانی که می خواهید در مورد یک پدیده تحقیق کنید باید تصور کنید که آن پدیده یا مسئله یک موجود زنده است ومی خواهید با آن موجود زنده وارد گفتگو شوید(روش تفهمی گادامر در کتاب حقیقت و روش)هر پدیده ای را که در نظر بگیرید به قول گادامر یک افق معنایی دارد.در فرایند نوشتن است که ایده ها و نیازها شکل می گیرد. نوشتن راهی برای اندیشیدن دقیق و سیستماتیک است . در نوشتن یک مقاله ، مدام باید نوشته های خود را به دلایلی از جمله طبقه بندی کردن ،توسعه دادن ، اصلاح کردن و... بخوانید. در فرایند نوشتن باید طبقه بندی پدیده یا مسئله مورد نظرنیز صورت بگیرد و لازمه طبقه بندی کردن ، توجه به تفاوت ها و شباهت هاست مثل طبقه بندی قالب ها ی شعر فارسی ، طبقه بندی جوامع به سنتی و صنعتی، ارگانیک و مکانیک و...
ازدرون طقه بندی کردن پدیده ها ، مفاهیم بیرون می آید . روش تنها زمانی مفید است که شما با یک موضوعی که برای تحقیق انتخاب کرده اید وارد گفتگوشوید. د رانجام یک تحقیق ،به فایده آن و مصلحت اندیشی توجه نکنید و یک نگاه ابزاری به علم نداشته باشید .به طور کلی می توان گفت : پرسشی به جواب می انجامد که با طمع همراه نباشد . تحیر شرط علم است و گفتگو برا ی پاسخ به کنجکاوی است بنابراین عالم واقعی کسی است که پرسشگر ، کنجکاو و حقیقت جو باشد. در نوشتن مقاله باید از توصیف یک مسئله شروع کنیم بعد به تبیین و تجزیه و تحلیل نظری مسئله برسیم .توصیف غنی توصیفی است پراز طبقه بندی . اگر توصیفی مبتنی بر واقعیت و طبقه بندی باشد قطعا تحلیل و تبیین را نیز به همراه دارد . در فرایند نوشتن می توانید از آثار و نوشته های صاحبنظران دیگر نیز استفاده کنید و موضوعی را برای تحقیق انتخاب کنید که بتوانید به خوبی از عهده آن بر آیید.
ویژگی های تحقیق جامعه شناسی هنر و ادبیات : 1- در زمینه هنر باشد مثل ادبیات ، شعر ، موسیقی ،تئاتر و...
2- با علائق و تجربه زیسته شما ارتباط داشته باشد. 3- تحقق پذیر باشد.
خلاصه کنفرانس انواع ادبی و شعر فارسی : گذشتگان ماآثار ادبی را به طور عمده بر اساس صورت و شکل ظاهری تقسیم بندی می کردند و همان طوری که می دانیم جز دو قالب شعری غزل و قصیده ،دیگر قالب ها مانند رباعی ، دوبیتی ،مثنوی و.. بر اساس شکل نامگذاری شده اند . دسته بندی و نامگذاری آثار نثر فارسی نیز بر پایه شیوه نگارش آنها بوده است ، مانند نثر ساده ، مسجع ، مصنوع و...
در ادبیات جهان ، آثار ادبی بر اساس اندیشه و محتوا به چهار نوع حماسی ، غنایی ، نمایشی و تعلیمی تقسیم بندی شده است که در این تقسیم بندی آثار ادبی به زمینه های اجتماعی شان نیز اشاره شده است.
حماسه : یکی از انواع ادبی و در اصطلاح روایتی است داستانی از تاریخ تخیلی یک ملت که با قهرمانی ها و اعمال و حوادث خارق العاده در می آمیزد . ویژگی اصلی حماسه تخیلی بودن و شکل داستانی آن است در حماسه رویدادهای غیر طبیعی و خلاف عادت فراوان دیده می شود . شاهنامه فردوسی نمونه اعلای حماسه است.
ادبیات نمایشی:گونه ای از ادبیات است که در قالب نمایش بر روی صحنه می آید. این گونه ادبیات بیشتر در یونان باستان و روم رواج داشت. موضوع اصلی ادبیات نمایشی پیوند انسان با زندگی و طبیعت است و وظیفه
اساسی آن تحلیل روحیات انسان و نحوه برخورد او با حوادث زندگی است . ادبیات نمایشی در غرب به تراژدی ، کمدی و درام تقسیم می شود .
ادبیات غنایی : گونه ای ازادبیات است که با زبانی نرم و لطیف ، با استفاده از معانی عمیق و باریک به بیان احساسات شخصی انسان می پردازد و بیانگر عواطف و آرزوهای انسان و غم ها و شادی های اوست.
بخش عمده ادبیات ما را شعر غنایی تشکیل می دهد رباعیات خیام ، دوبیتی های بابا طاهر ، غزلیات مولوی ، سعدی ، حافظ و.. از نوع ادبیات غنایی است .
ادبیات تعلیمی : در ادبیات تعلیمی به موضوعاتی مانند: دعوت به راستی و درستی ، باید ها و نبایدها ، پاکی و تهذیب روح ، صداقت و ...پرداخته می شود. ادبیات ما نیز با آثاری چون گلستان و بوستان ، قابوسنامه ، کلیله و دمنه و.. در این زمینه غنی و پر بار است.
این چهار نوع ادبیات را اگر در تاریخ بینیم ، می فهمیم که ادبیات حماسی ،تاریخی ترین نوع ادبیات است . دوران تاریخی ادبیات حماسی ، دورانی است که تمدن های بشری در حال شکل گیری است و بشر هنوز به نیروی بازو و ماهیچه خود متکی است . هر تمدنی در مرحله تاریخی شکل گیری اولیه خود نیاز به روایتی از مدنیت دارد و در عین حال حماسه در دوره ای شکل می گیرد که اقتصاد ، اقتصاد کشاورزی و دامپروری است و صنعت شکل نگرفته است . به همین دلیل نبردها ، حوادث اتفاق افتاده در حماسه به شدت با دامپروری و کشاورزی در ارتباط است .
ادبیات نمایشی (دراماتیک ): ژانر تکامل یافته تری است و متعلق به دوره ای است که ملت ها شکل گرفته اند ،
تمدن ها تثبیت شده و صحنه زندگی بشر به سامان رسیده است و نیاز به ابزاری برای بیان شکست ها و پیروزی ها در چار چوب یک تمدن است در نتیجه ادبیات نمایشی شکل می گیرد. اما موقعیتی می رسد که احساسات و عواطف ، خواسته های انسان و فردیت اهمیت پیدا می کند در نتیجه رباعی ، دوبیتی ، غزل و… بوجود می آید . ادبیات تعلیمی می خواهد جای انسان را در جامعه بر اساس یک نظم اخلاقی مشخص کند .
شعر اجتماعی: شعری است که لزوما تعلیمی ، غنایی ، نمایشی و حماسی نیست بلکه بیان تجربه اجتماعی انسان معاصر است تجربه ای که در چارچوب دولت – ملت ها ، روابط اجتماعی پیچیده زندگی شهری و جامعه مدرن و..شکل گرفته است . در این فضا ست که گونه دیگری بوجود می آید تحت عنوان سبک و ژانر اجتماعی مثل شعر نیما .
خلاصه کنفرانس روان شناسی اجتماعی شعر فارسی : این مقاله در مورد تخلص ها در شعر فارسی است .
ویژگی منحصر به فرد شعر فارسی این است که دارای تخلص است . در این مقاله نویسنده دو دیوان را مقایسه و مطالعه کرده است :
1- کتاب لباب الباب محمد عوفی : که تذکره و زندگینامه شاعران فارسی قبل از حمله مغول(قبل از قرن هفتم ) است.
2- کتاب فرهنگ سخنوران نوشته عبدالرسول خیام پور : که زندگینامه شاعران فارسی بعد از حمله مغول است و در انتها نتیجه می گیرد که در کتاب لباب الباب قالب تخلص ها بر اساس شغل و کار ، خاستگاه اجتماعی، جغرافیایی و... بوده است در حالیکه در کتاب فرهنگ سخنوران که زنگینامه شاعران بعد از حمله مغول است تخلص ها بیشتر بار معنایی غم ،رنج و محرومیت داشته اند مثل تخلص محنت.
.
گزارش جلسه نهم کلاس جامعه شناسی هنرها و ادبیات
خلاصه کنفرانس فصل اول کتاب نظریه های جامعه شناسی هنر و ادبیات تالیف دکتر اعظم راود راد
در بررسی هنر دو دیدگاه وجود دارد : 1- بررسی هنر به شیوه توصیفی 2- بررسی هنر به شیوه علی
بررسی هنر به شیوه توصیفی : افرادی مانند وبر معتقدند : جامعه شناس نباید به محتوای اثر هنری بپردازد چرا که این امر زمینه قضاوت ارزشی را فراهم می کند . موضوع جامعه شناسی هنر به شیوه توصیفی ،مسائلی از جمله مطالعه هنرمندان به عنوان یک گروه اجتماعی است مثلا اینکه هنرمندان از لحاظ وابستگی های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و ارزشی و تحصیلات چه ویژگی هایی دارند ؟ در این حالت جامعه شناس به مطالعه توصیفی پرداخته است زیرا با محتوا و درون مایه اثر هنری کاری ندارد بلکه با خالق اثر هنری سرو کار دارد . شیوه توصیفی صرفا به مطالعه هنر مندان به عنوان یک گروه اجتماعی نمی پردازد بلکه نهادهای مولد هنر ،مخاطبان هنر و.. را نیز مطالعه می کند . در شیوه توصیفی یک نوع نگاه پوزیتیویستی نیز حاکم است یعنی نگاههایی که در صدد است با تبیین های کمی ، آماری ، عینی و تحصلی به توصیف وضعیت هنر در یک موقعیت زمانی و مکانی معین بپردازد . این نوع مطالعات در فاصله سالهای 1970-1940توسعه پیدا کرد و د رفرانسه بخصوص مورد توجه روبرت اسکا رپیت قرار گرفت.
بررسی هنر به شیوه علی : در بررسی هنر به شیوه علی جامعه شناس باید به تبیین شرایط شکل گیری و تولید اثر هنری ،خاستگاه اجتماعی یا علیت اجتماعی اثر هنری بپردازد .در این شیوه از بررسی به این امر پرداخته می شود که جامعه ، اقتصاد ، مذهب ، ویژگی های فرهنگی ،توسعه یافتگی یا نیافتگی ، ساختار قدرت ، نظام سیاسی ، جهان بینی های مختلف چه تاثیری در پیدایش و گسترش گونه های خاص هنری به جای می گذارند؟مثلا چه اتفاقی می افتد که در یک دوره ای ، گونه ها و سبک های ادبی از بین می روند و سبک های ادبی جدیدی جایگزین آن می شوند ؟ بنابراین لازمه بررسی هنر به شیوه علی ، بدست آوردن توصیفی از وضعیت موجود در حوزه هنر است تا از این طریق بپرسیم که چرا تغییر بوجود آمده و این تغییر چگونه تحت تاثیر عوامل اجتماعی بوده است ؟ حال برای توضیح عوامل اجتماعی یک مورد خاص مثل فمنیست را مطالعه می کنیم . فمنیست ها در نقد فمنیستی که بر اثر هنری دارند معتقدند: که یکی از عوامل اصلی تاثیر گذار بر پیدایش و تحول سبک های هنر ی و ادبی عامل جنسیت و غلبه و سلطه ارزش ها و فرهنگ مرد سالار است . رمان مذکر ، شعرمذکر ، نقاشی مذکرو... اینها در واقع پاره ای از فرهنگ استیلای مرد سالار در تاریخ بشر بوده است . بنابراین زمانی که به نقد پیدایش یک رمان می پردازند مسئله چالش های جنسیتی را عامل موثر می دانند. جانت ولف در کتاب توزیع اجتماعی هنر به طور مفصل به توضیح این امر می پردازد که یک اثر هنری مثل هر امر اجتماعی دیگر یک تولید اجتماعی است شاید اهمیت این بحث را زمانی بتوانیم بفهمیم که نظریه های رقیب آن را بدانیم از جمله اینکه 1- اثر هنری محصول نبوغ است .2- اثر هنری الهام ملکوتی و متافیزیکی است. جامعه شناسان در صددند تا یک نگاه سومی ایجاد کنند که نه اثر هنری را محصول نبوغ می داند و نه اثر هنری را الهام متافیزیکی می داند و این نگاه سوم عبارت است از اینکه روابط اجتماعی و انسانی است که باعث می شود یک اثر هنری با ویژگی های خاص خود شکل بگیرد ووقتی که وارد عوامل اجتماعی و انسانی می شوند به بررسی عوامل ساختاری اجتماعی مثل عامل جنسیت ،نابرابری های اجتماعی ساخت یافته ، روابط نا برابر قدرت بین اقوام و... که در پیدایش اثر هنری تاثیر گذار است می پردازند. وقتی از منظر جامعه شناسانه به اثر هنری می نگریم به ساخت های محلی ، ملی ، بین المللی بر می گردیم و ازراه واکاوی و شالوده شکنی این ساختارها و آثار توضیح می دهیم که این آثار بیش از اینکه محصول نبوغ باشند محصول ساختار ها هستند و بیش از اینکه اثر باشند یک تولید اجتماعی اند. اثر هنری زائیده یک مجموعه شرایط است . یکی از کاستی های جامعه شناسی هنر و ادبیات این است که با ارجاع یک اثر به زمینه اجتماعی اش نمی توان تمامیت یک اثر را توضیح داد زیرا متن ها چه ادبی چه هنری به دو دسته تقسیم می شوند : 1- متن های اصلی و ذاتی : متن هایی اند که فاصله بیشتری با بستر اجتماعی و سیاسی خودشان دارند مثلا شعر حافظ متن اصلی و ذاتی است زیرا شعر حافظ توانسته در طی 800 سال در شرایط سیاسی و اجتماعی مختلف قرائت و فهم و معنا شود اگر شعر حافظ به بستر اجتماعی خود خیلی نزدیک بود در این صورت می بایست با تحول شرایط ، عملا شعر حافظ فراموش می شد. 2- متن ها ی فرعی : متن هایی اند که فاصله کمتری با زمینه اجتماعی خود دارند مثلا اشعار فرخی سیستانی (که بخش قابل توجهی از آن در باره سلطان محمود غزنوی است )جزء متن های فرعی است و ما آنرا نمی خوانیم زیرا خیلی به بستراجتماعی خود نزدیک است و از بستر اجتماعی و سیاسی ما دور است. مطالب روزنامه ای و مطبوعاتی نیز متن های فرعی اند و نمی توانند ماندگار شوند زیرا متن های مطبوعاتی و روزنامه ای تنها تا 24 ساعت قابل مصرف اند. آثار ماندگار جزء متن ها ی اصلی اند. اثر ماندگار به اثری گفته می شود که با عوض شدن شرایط دوام پیدا می کند . شاهکار های هنری آثاری هستند که ما ندگارمی شوند و در ورای تاریخ قرار می گیرند ،شاهکار های هنری آثاری هستند که نسبت شان با شرایط دوره ای که خلق شده اند با واسطه است . در ضمن باید توجه داشته باشیم که میزان ماندگار ی آثار هنری یکسان نیست . یکی از مشکلات جامعه شناسی هنر این است که قادر به تبیین علی آثار هنری نیست. البته باید بین دو عنصر جامعه شناسی هنر تمایز قائل شد : 1- شرایط تولید اثر 2- شرایط قرائت و خوانش اثر . دومین مشکل جامعه شناسی هنر این است که به دلیل اینکه جامعه شناسی قادر نیست به محتوای اثر هنری توجه جدی کند در نتیجه از فهم چیزی که والتر بنیامین تحت عنوان هاله بیان می کند ناتوان است .
تعریف هاله :هاله معنا و احساسی است که یک فیلم ، نقاشی ، شعر ، بنای تاریخی و یا یک اثر تولید می کند ولی این هاله محصول در هم آمیزی و هم افزایی مجموعه وسیعی از عوامل خلاقه اجتماعی ،اقتصادی در کنار هم است . ویژگی هالگی امری است که به کلیت اثر هنری مربوط می شود . مفهومی که نیچه به آن امضای صاحب اثر می گوید . یعنی یک هنرمند صاحب یک امضاء است که آن امضاء سبک هنر مند است و آن سبک در کلیت اثر هنری یا وضعیت هالگی اثر هنری بروز پیدا می کند. در تبیین هر اثر هنری سه رویکرد وجود دارد: 1- رویکرد فلسفی به هنر 2- رویکرد جامعه شناختی به هنر 3- رویکرد فلسفی و جامعه شناسی به هنر .
خلاصه کنفرانس فصل سوم کتاب نظریه های جامعه شناسی هنر و ادبیات تالیف دکتر اعظم راود راد
هاوزر رویکرد فلسفی به هنر را که متاثر از هگل است نقد می کند و در مقابل از نظریه رویکرد جامعه شناختی به هنر دفاع می کند . هاوزر معتقد است: هنر باید وابسته به زمان باشد به این ترتیب هنر فاقد بیان انسانی – جهانی است. هاوزر با نگاه ایده آلیست ها و رمانتیک ها مبنی بر اینکه هر اثر هنری هر چه قدر کمتر به دوره معاصرش مربوط باشد مهمتر است مخالفت می کند . هاوزر معتقد است : نظریه هنر برای هنر نتیجه شرایط اجتماعی خاص است و در غرب بعد از دوره رنسانس و تحولات تکنولوژیکی ،طبقه متوسط و هنرمند در حالت انزوا قرار گرفته بودند و این امر باعث انکار نظم اجتماعی موجود و طرح نظریه هنر برای هنر شد . جامعه شناسی که هاوزر از آن دفاع می کند از نوع توصیفی – علی است. هاوزر به این نکته اشاره می کند که محصول هنر خود بسنده مثل یک اسباب بازی بی فایده است و تنها شرایط خیلی استثنایی را قبول می کند که هنر می تواند از جامعه معاصرش مستقل باشد .
مکتب فرانکفورت : یکی از مهم ترین رویکرد هایی که در رابطه با مسائل معاصر وجود دارد مکتب فرانکفورت است. اریک فروم ، هابر ماس ، هورکهایمر ، آدرنو ، بنیامین و.. از طرفداران مکتب فرانکفورت هستند .مهم ترین ویژگی مکتب فرانکفورت این است که به نقد نظام سرمایه داری پرداخته است و کل روابط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و هنر را به مثابه اینکه ، این هنر زاده نظام سرمایه داری است به چالش کشیده است،و به نقد شالوده شکنانه تاثیرات نظام سرمایه داری ، صنعتی شدن و عوامل آن بر چگونگی شکل گیری و توسعه محصولات هنری و آثار هنری پرداخته است . هور کهایمر و آدرنو کتابی تحت عنوان فلسفه روشنگری دارند که در این کتا ب مقاله ای به نام صنعت فرهنگ وجود دارد . صنعت فرهنگ یک مفهوم انتقادی است که توضیح می دهد فناوری ها و رسانه های جدید باعث شده اند که تولید انبوه آثار هنری بو جود بیاید در گذشته یک اثر هنری برای مخاطبان محدودی تولید می شد ولی امروزه از آن اثر هنری به کمک تکنولوژی بی نهایت می توان تولید کرد که این تولید و تکثیر اثر هنری باعث از بین رفتن هاله اثر هنر ی می شودو همه مردم با سطوح متفاوت از درک هنری و زیبا شناسانه ، وارد اجتماع هنر ی می شوند و به تدر یج مردم به عنوان مخاطبان اثرهنری ذائقه خود را بر چگونگی تولید اثر هنری تحمیل می کنند در نتیجه هنر به یک امر پست (نه متعالی ) تبدیل می شودو قوانین عرضه و تقاضا یا بازار بر فرایند تولید هنر استیلا می یابد و هنر خصلت تجاری و کالایی پیدا می کند و کالایی شدن اثر هنری باعث می شود تا آن چیزی که زیبایی و خلاقیت را در هنر تعریف می کند زیبایی هنر نباشد بلکه پول و معیارهای کمی شده خارج از هنر است که زیبایی هنر را تعیین می کند. در همین فرایند است که نظام سرمایه داری و شرکت های بزرگ اقتصادی و تجاری واردعرصه هنر می شوند و از هنر به مثابه ابزاری برای تولید ثروت استفاده می کنند و این شرکت های بزرگ تجاری هنر رانه به مثابه امر زیبا بلکه به مثابه یک امر تجاری تلقی می کنند و شروع به ایجاد نیاز ها و تحمیل کردن نیاز های جدید می کنند تا بتوانند از طریق تحمیل و تحمیق توده ها ، پول بیشتری را بدست آورند و در این فرایند،هنر به عنوان ابزاری برای تسکین بخشیدن به آلام و درد های ناشی از نا برابری نظام سرمایه داری و یک نوع ارضاء و اشباع سطحی تبدیل می شود . از نگاه آدر نو و هور کهایمر و مارکوزه نظام سرمایه داری و تجاری شدن هنر یک فرایند استاندارد سازی د رهنر را دنبال می کند و همه آثار هنری مطابق ذائقه و سلیقه عوام تولید می شوند .آدرنو و هورکهایمر یک نگاه بدبینانه نسبت به فرهنگ و هنر عامه پسند دارند . البته در بین طرفداران مکتب فرانکفورت همه بدبین نبودند ، از همان ابتدا والتر بنیامین و یک عده خاصی مثل مارکوزه با این نگاه بدبینانه همراه نشدند . منتقدان مکتب فرانکفورت بخصوص بعد از بو جود آمدن مکتب بیرمنگام نگاه های آدرنویی را نپذیرفتند و معتقد بودند :1- اثر هنر ی تنها کارکرد منفی ندارد و توده ها از طریق این محصولات فرهنگی وارد فرهنگ می شوند .2- نگاه های آدرنو یک نگاه نخبه گرایانه است . نخبگان از طریق تحمیل معیارهای زیباشناسانه خاص خود ، روابط نا برابر قدرت را باز تولید می کنند و هنر ابزاری برای حفظ تمایز و تشخص است این امر را پیر بوردیو در کتاب خود تحت عنوان تشخص به خوبی نشان داد. این نگاه که توسعه مشارکت مردم و انبوه شدن صنعت فرهنگ باعث مبتذل شدن هنر شده درست نیست زیرا این امر باعث کاهش نابرابری ها در حوزه هنر شده است . 3- نقد سوم که بخصوص از جانب مکتب بیر منگام بر مکتب فرانکفورت وارد شده این است که مخاطبان هنر و توده های مردم تنها تحمیق نمی شوند بلکه لحظه مصرف، لحظه تولید نیز هست. توده های مردم ، وارد بازار هنر می شوند و کالای فرهنگی را انتخاب می کنند این ا نتخاب توده های مردم یک انتخاب منفعلانه نیست ، در بازار انواع کالاها وجود دارد بنابراین مصرف کننده می تواند یکی را انتخاب کند . شرکت هایی که قادر به تطبیق محصولات خود با ذائقه مردم نباشند به تدریج از بازار حذف می شوند و مصرف کنندگان از طریق انتخاب های خود بر فرایند تولید تاثیر می گذارند . بنابراین توده ها موجودات منفعلی نیستند بلکه توده ها گروههایی هستند که یکپارچه و یک دست نیستند در نتیجه این عدم یکپارچگی باعث تکثر و تنوع محصولات در بازار می شود .
جریان هنر برای هنر در سال 1980 در اروپا شکل گرفت . جریان هنر برای هنر هدفش در کل این بود که استقلال نهاد هنر را از کلیسا، دربارو.. ایجاد کند زیرا تا قبل از این جریان، هنر در اختیار دربار و کلیسا بود . سالهای 1790-1720 سال های تفکیک پذیری نهادی در جامعه است . در حوزه هنر نیز هنر مندان می خواستند استقلال نهادی پیدا کنند اگر چه شعار هنر برای هنر مبانی فلسفی خاص خود را دارد که در اندیشه های ایده آلیستی هگل جای می گیرد. معرفت از هر جنسی به مثابه یک ایده در جهان ایده ها سیر می کند و چندان ارتباطی با شرایط اقتصادی، عینی و... ندارد . مارکس ایده آلیسم هگل را نقد می کندو می گوید همه ایده ها روبنا هستند و زیر بنا اقتصاد و شرایط عینی است.
گزارش جلسه هفتم کلاس جامعه شناسی هنرها و ادبیات
خلاصه کنفرانس طنز در آثار عبید زاکانی : عبید شاعر و ادیب مشهور قرن هشتم هجری است که البته شهرت عبید زاکانی در ادبیات ما به خاطر طنز هایی است که نگاشته است. شمایل طنز در ادبیات فارسی ما ، عبید زاکانی است زیرا در دوره خود صریح ترین کسی بوده است که از طنز و شوخ طبعی به عنوان یک ابزار استفاده کرده است .
تقسیم بندی شوخ طبعی از منظر دکتر علی اصغر حلبی :شوخ طبعی عبارت است از هر چیز خنده آور
1- طنز : فاخر ترین گونه شوخ طبعی است و در واقع یک نوع باز نمایی و انعکاس حقیقت است که قصد اصلاح نابسامانی ها را در پشت پرده خنده دارد و خنده ایجاد شده جدی است.
2- هجو : در هجو قصد تخریب داریم .
3- هزل: عده ای هزل را کلمات بی ارزش می دانند .مثلا مولانا در مثنوی از هزل استفاده کرده است.
4- فکاهه : در فکاهه وهزل سخنها تنها ارزش خنداندن دارد و پیامی ندارد.
فرق طنز و هجو آن است که غالبا طنز را برای مقاصد اصلاح طلبانه اجتماعی و منتقدانه بکار می برند ولی هجو برای تخریب است و ترانه های فولکور را سرشار از طنزهای جدی و ممتاز می داند . آقای ستوده طنز را به دو نوع رسمی یا مستقیم و غیر رسمی یا غیر مستقیم تقسیم می کند و فرق این دو نوع را در این می داند که در طنز رسمی سخن گو بی واسطه با مخاطب صحبت و شوخی می کند ولی در طنز غیر رسمی سخن گو پوشیده تر با مخاطب شوخی می کند.
عبید زاکانی بزرگترین طنز پرداز کلاسیک ماست . هر نوع شوخی را طنز نمی گویند طنز به آن نوع شوخی گفته می شود که اولا جدی است ثانیا هدف آن صرفا خنداندن و سرگرم کردن نیست بلکه طنز دارای یک ماهیت اجتماعی – سیاسی است و می خواهد از یک دو گانگی ، تزویر ، دروغ ، امر غیر اخلاقی ، نابهنجار و نابرابری پرده بر دارد . هجو نیز سخنی است برای خنداندن و خراب کردن فرد. گونه های دیگر طنز نیز وجود دارد که آقای ستوده در تقسیم بندی خود به آن اشاره نکرده اند مثل لطیفه ، لطیفه ها نیز انواعی دارند . لطیفه یک داستان کوتاه است که در آن پند و اندرز نهفته است و می تواند خنده آور نیز باشد. در واقع طنز در ادبیات فارسی ، یک نوع و گونه ادبی است که از جنس اجتماعی است یعنی کسی با زبان طنز مدیحه، وصف تاریخی و..را بیان نمی کند . طنز در حقیقت یک نوع ادبی است که کارش پرداختن به مسائل و چالش ها و ابعاد زندگی اجتماعی است که در قالب های ادبی و زبان های دیگر قابل بیان نیست. از جمله مسائلی که در قالب طنز بیان می شود می توان به مسائلی اشاره کرد که مستقیما با قدرت در تعامل اند و بیان آنها با مجازات اجتماعی همراه است.
ویژگی های طنز : 1-طنز ادبیات و نمادی از فرهنگ غیر رسمی است و به همین دلیل یک نوع مقاومت در برابر ادبیات رسمی نیز است . ادبیات رسمی ، گفتمان غالب و ادبیات در بار است. ولی ادبیات غیر رسمی شاخه های مختلفی دارد مثل زبان مخفی جوانان ، مفهومی که گیدنز تحت عنوان خودمانی بودن یاد می کند .
2- طنز ماهیتا یک کنش دموکراتیک است بر خلاف گونه های ادبی دیگر که در چهارچوب ساختارهای تسلط یافته مشروعیت پیدا کرده اند .طنز بخصوص در نظام های سیاسی اقتدار گرا و کمتر دموکراتیک یک کنش کاملا دموکراتیک است. زیرا طنز جدای از آن محتوای منتقدانه ای که در آن قرار گرفته و مضامینی که مستقیما به نا برابری ها و روابط قدرت یورش می برد از یک ویژگی ممتاز برخوردار است و آن عبارت است از اینکه از لحاظ صورت یک کنش باز است که امکان ارتباط بر قرار کردن تمام افراد جامعه با آن وجود دارد . طنز از جنس خنده است ، طنز نویس موفق کسی است که طوری بنویسد که عامه بفهمند و خواص بپسندند . مثلا برای فهم قصاید سعدی به سطحی از دانش ، بینش نیاز است ولی سخن طنز پردازان این طور نیست زیرا طنز پردازان طوری سخن می گویند تا تمام لایه های جامعه را در بر گیرد. ادبیات کلاسیک ما عمدتا غیر اجتماعی است و ادبیاتی نبوده که در جهت احقاق حقوق فرو دستان ،نا برابری ها و.. تلاش کند . از دوران مشروطه به بعد است که طنز پردازانی مثل نسیم شمال ظهور پیدا کرده اند.
عبید زاکانی رسالات مختلفی دارد مثل رساله دلگشا ، موش و گربه ، تالیفات ، اخلاق الاشراف. رساله اخلاق الاشراف به لحاظ جامعه شناختی مهم ترین رساله عبید است . از جمله مفاهیم کلیدی که در رساله اخلاق الاشراف وجود دارد عبارت است از تمایز بین دو مذهب مختار و منسوخ . عبید از یک تمهید ادبی تحت عنوان تمهید وارونگی استفاده می کند و مجموعه وسیعی از نا برابری ها ، تبعیض ، ظلم و ستمی که در فرهنگ ایران وجود دارد را آشکار می کند . عبید معتقد است در مذهب منسوخ ( شیوه زندگی که از بین رفته ) جوانمردی کردن ، سخن راست گفتن ، سادگی ، بی ریایی ، کمک کردن به همنوع ، عشق ورزیدن جای دارد و در مقابل در مذهب مختار (شیوه زندگی مجاز ) دروغ ، ریا و.. جای دارد و فرد با استفاده از این مذهب می تواند خود را توجیه کند.
توضیحات استاد فاضلی در مورد کتاب کیمیای سعادت غزالی :یکی از گونه های ادب فارسی ، پند نامه ها و اخلاق نامه ها است مثل کتاب کیمیای سعادت ، اخلاق ناصری ، کتاب معراج السعادت نوشته ملا احمد نراقی . معمولا کتاب های اخلاقی ، بر فرهنگ آرمانی معین ، بایدها ، شاید ها و شایستگی ها تاکید می کنند. از جمله انتقاداتی که می توان به کتاب کیمیای سعدات غزالی وارد کرد در مورد فاید ه ها و زیان های ازدواج است به اعتقاد غزالی حکمت و انگیزه اصلی تجویز ازدواج ارضای شهوت نیست بلکه شهوت وسیله و واسطه ای برای بقاء نسل و ایجاد و ازدیاد مومنان است . غزالی پنج فایده و سه زیان برای ازدواج بیان می کند .
فایده های ازدواج : 1- پیدا کردن فرزند 2- حصار کردن دین 3- دیدار زنان سبب انس و راحتی دل گردد و مجالست با ایشان باعث آسایش شود .4- زن تیمار خانه بدارد و کار رفتن و پختن را کفایت کند که اگر مرد به این کار ها مشغول شود از عبادت و دانش محروم می ماند . 5- صبر کردن بر اخلاق زنان و کفایت کردن مهمات ایشان تمرین عبادت است.
آفات ازدواج : 1- امکان نا توانی شوهر در تامین زندگی همسر خویش و کشاندن مرد به انحراف .
2- قیام کردن به حق عیال نتوان الا به خلق نیکو و برای این کار باید بر محالات صبر نمایی و تحمل سختی های ایجاد شده از طرف زن برای هر مردی امکان پذیر نیست و این باعث رنجش روح می شود.
3- دل به اندیشه و کار زنان و سر گرم شدن با زن باعث فراموشی یاد خدا می شود.
ازجمله مهم ترین انتقادی که می توان به این کتاب وارد کرد این است که در فواید ازدواج که غزالی بیان کرده هیچ فایده ای برای زن وجود ندارد و از نظر غزالی مرد کانون این فایده ها است. در واقع کتاب کیمیای سعادت غزالی نمونه ای از فرهنگ آرمانی- اسلامی است.
خلاصه کنفرانس عشق و از خود بیگانگی در شعر مولوی و توضیحات استاد فاضلی راجع به آن :انواع عشق از دید مولوی : 1- عشق حقیقی: که همواره به عنایت پروردگار پدید می آید . نخست او باید عنایتی کند تا در بنده عشق پیدا شود . مولوی این نوع عشق را خمیر مایه زند گی و هستی انسان می شناسد و جهان را قائم به آن می بیند. مولوی عشق خواه عشق آسمانی ، خواه عشق زمینی را اصل و اساس یگانگی می داند و آن را برتر و بالاتر از خرد می شمارد و معتقد است که خرد به چند گانگی راه می برد ولی عشق حسی نا متجانس ها را به هم پیوند می دهد و به یگانگی می رساند. 2- عشق عرفانی : عشقی است حقیقی و کامل که به هیچ موضوع معین و محدودی تعلق نمی گیرد و فقط دیدارمعشوق حقیقی را که ذات مطلق حق تعالی است می طلبد .
از نظر مولوی عشق از هیچ چیزی پروا ندارد و عاقبت اندیش نیست. و عشق و رنج جدایی نا پذیرند. عشق منجر به یگانگی و همانند سازی می شود .مولوی بر این باور است که عاشق باید در راه معشوق رنج بکشد و دیوانه شود. مولانا بر خلاف شاهنامه و آثار ادبی دیگر که به دنیای بیرون ، سیاست و ... می پردازند به احساسات درونی ما اعم از احساسات متافیزیکی ، مناسبات زمینی و.. توجه دارد. آموزه های اجتماعی شعر مولانا در سال های اخیر استخراج شده است . کتاب مثنوی مولانا 26هزار بیت و 275 حکایت دارد . کتاب آقای دکتر علی اکبر ترابی در مورد شاعری مثل مولانا پخته تر و سنجیده تر است . آقای دکتر علی اکبر ترابی معتقد است این 275 حکایت ، داستان ها و قصه هایی است که بخشی از آن جنبه تعلیمی دارد و بخشی از آن توضیحاتی در مورد انسان آرمانی است . دکتر ترابی در مورد مولانا سه نکته را استخراج می کند : 1- مولوی با وجود توانایی اش ، شعر و شاعری را هدف قرار نداده و نه تنها به شاعری و توانایی خود در این زمینه نبالیده است بلکه بر عکس در مراحلی از شعر و شاعری بیزاری نیز جسته است.
2- برای مولوی شعر ابزاری جهت آشکار کردن راز حق که ما تحت عنوان عرفان و تصوف از آن نام می بریم ، بوده است .
3- مولانا معتقد است: استعداد و عاملیت افراد نقش مهمی در زندگی افراد دارد.
معرفی چند کتاب : 1- کتاب هم بالی : شیوه ای در تفکر مدیریت ایرانی نوشته غلامرضا خاکی .دکتر خاکی در این کتاب بر اساس تجزیه و تحلیل منطق الطیر عطار توضیح می دهد اگر کسی منطق الطیر عطار را فهم کند می تواند بسیاری از ویژگی هایی که یک مدیر ایرانی برای مدیریت سازمان نیاز دارد را در آن ببیند . دکتر خاکی ادیب نیست ولی معتقد است منطق الطیر عطار یک نوع بنیان تفکر در مدیریت ایرانی است .
2- کتاب جامعه شناسی در ادبیات فارسی نوشته علی اکبر ترابی .دکتر ترابی در این کتاب نمونه های مهمی از ادب فارسی را معرفی می کند مثلا آقای دکتر ترابی در مورد طرز تلقی نظامی از شعر و شاعری در این کتاب مفصل توضیح می دهد . آقای دکتر ترابی معتقد است : شعر یعنی دروغ گویی . شاعر و نویسنده خوب کسی است که بتواندالف- استحکام پادشاه و خواست های شاه را باز نما کند ب- امر خرد را بزرگ و امر بزرگ را خرد جلوه دهد .این کتاب تا حدودی ارزش های منتقدانه نسبت به ادبیات فارسی دارد و آقای ترابی معتقد است: شرایط سیاسی ، اجتماعی و وضع اقتصادی در شعر تاثیر گذار است.
گزارش جلسه ششم کلاس جامعه شناسی هنر ها و ادبیات
دو سنت در اجتماعیات در ادبیات فارسی وجود دارد :1- سنتی که جامعه شناسان به سراغ متن های ادبی رفته اند مثل دکتر شهبازی ، که هدف آنها پی بردن به ویژگی های جامعه ایران از طریق متون ادبی است .
2- سنتی که محققان ادبی از منظر جامعه شناسی در ادبیات به سراغ متن ها ی ادبی رفته اند که هدف آنها شناسایی ، تفسیر ، تاویل و فهم متون ادبی از راه بازشناسی و ویژگی های اجتماعی آنهاست.
فرایند تاریخی شکل گیری اجتماعیات در ادبیات فارسی در ایران : اجتماعیات در ادبیات فارسی در سال 1348 به عنوان سه واحددر برنامه درسی علوم اجتماعی گنجانده شد و دکتر غلامحسین صدیقی به عنوان بنیانگذار علوم اجتماعی این پیشنهاد را ارائه کردند . به لحاظ تاریخی در سال 1350 اجتماعیات در ادبیات فارسی برای رشته لیسانس و فوق لیسانس علوم اجتماعی الزامی شد و بعد در سال 1368 اجتماعیات در ادبیات فارسی به جامعه شناسی ادبیات تبدیل شد. در سال 1348 در مورد اینکه چرا اجتماعیات در ادبیات فارسی باید تدریس شود سه نکته مطرح شد:
1- در کتاب های ادبی ، تاریخی و جغرافیای زبان فارسی شاهد این هستیم که این متون به مثابه مدارک معتبری از باورها ، ارزشها ، فرهنگ و جامعه ایران در تاریخ گذشته اند. در گذشته تحولاتی در جامعه ایران رخ داده که این تحولات در شعر و نثر فارسی نوشته و ثبت شده است .متون نظم و نثر فارسی به مثابه سند های فرهنگی هستند که ما از طریق باز خوانی این سند ها می توانیم ساختار های اجتماعی ، رخدادهای تاریخی ،ویژگی های فرهنگی و به طور کلی تاریخ و فرهنگ ایران را که در گذشته رخ داده باز شناسی و باز خوانی کنیم و در این فرایند باز شناسی و باز خوانی می توانیم یک بینش و بصیرت تطبیقی از سیر تحول جامعه و فرهنگ ایران بدست آوریم .در این فرایند باز خوانی و باز شناسی جامعه ایران از طریق متون نظم و نثر گاه ما شاهد تحولات فرهنگی شگرف و باور نکردنی در زمینه جامعه خودمان هستیم.
2- مطالعه باستانی ادبیات نظم ونثر کلاسیک فارسی به ما کمک می کند تا سیر تحول اندیشه اجتماعی در ایران را بشناسیم. یعنی متون ادب فارسی نه تنها تا حدودی وضعیت ساختار ها ی اجتماعی را در ایران نشان می دهند بلکه ذهنیت اجتماعی ، تفکر و نوع اندیشه اجتماعی در ایران را هم باز تاب می کنند .مثلا شعر در گذشته نه تنها امری تفننی بوده است بلکه اساسی ترین قالب تفکر در جامعه ایران بوده است.،بنابراین اساسی ترین اندیشه های اجتماعی ،سیاسی و... را می توان در آثار مولانا ،حافظ،سعدی و.. جست وجو کرد. یکی از مهم ترین منابع دکتر سید جواد طباطبایی برای باز خوانی اندیشه سیاسی ، فلسفه سیاسی و تفکر در ایران استناد و ارجاع به متون ادبی است این متون لزوما شعر نیستند بلکه اخلاق نامه ها ،پند نامه ها ، سیاست نامه ها و متون تاریخی ، جغرافیایی و... را نیز در بر می گیرد .
3- باز خوانی متون نظم ونثر کلاسیک فارسی در حال حاضر دارای یک ضرورت اجتماعی –فرهنگی نیز هست، این ضرورت ناشی از تحولی است که جامعه ایران بخصوص نسل جوان آن در نتیجه آشنایی با فرهنگ و ادبیات غرب و کشورهای دیگر با آن مواجه هستند. ما هر روز شاهد رواج ادبیات و فرهنگ جوامع دیگر هستیم در این فرایند این احتمال می رود که به تدریج زبان و فرهنگ ایرانی به فراموشی سپرده شود و نسل جوان ایران از منابع فرهنگی گذشته خود فاصله بگیرند . درس اجتماعیات در ادبیات فارسی یک راه و روش برای آشنا کردن نسل جوان ایرانی است که به رشته های علوم انسانی و اجتماعی رجوع می کنند تا از طریق گذراندن این درس بتوانند تا حدودی به منابع فرهنگی گذشته خود دسترسی پیدا کنند. ما از طریق باز خوانی متون نظم و نثر کلاسیک می توانیم نه تنها در مورد فرهنگ ایران بلکه در مورد فرهنگ انسانی به شناخت هایی دست پیدا کنیم ، زیرا میراث مکتوب و ادبی ایران یک میراث چند هزار ساله است و مجموعه ای از تجارب جهانی در این میراث نهفته شده است. بنا براین اگر به بررسی دقیق جامعه شناسانه نظم ونثر فارسی بپردازیم این امکان وجود دارد که بتوانیم بخشی از ویژگی های جهانی فرهنگ بشر را شناسایی و مطالعه کنیم.
مشکلات نقد در ادبیات کلاسیک ایران از منظر آقای شفیعی کدکنی
آقای شفیعی کدکنی معتقد است : نقد کردن و مطالعه ادبیات کلاسیک ایرانی کار دشواری است به این دلیل که :
1- سنت نقد و بررسی در ایران وجود نداشته است و نمونه های پراکنده نقد به معنای گفتمان و سنت نیست. ما مجبوریم برای نقد ((چه نقد جامعه شناسانه ، هنری ، روانکاوانه ،تاریخی و...)) از معیارهای اروپایی و غربی کمک بگیریم وبهترین ناقد روزگار ما کسی است که بتواند آراء منتقدان اروپایی را به درستی با آثار ادبیات فارسی تطبیق دهد و هنو زچنین ناقدی پیدا نشده است که بتواند این تطبیق را به درستی انجام دهد، زیرا افرادآشنا به ادبیات فارسی نقد اروپایی را نمی شناسند و و افراد آشنا به نقد ، ادبیات را نمی شناسند. و علت اینکه اجتماعیات در ادبیات فارسی در ایران رشد نکرد این است که در بین جامعه شناسان ما افراد آشنا به ادبیات کلاسیک که نسبت به این حوزه تعلق خاطر داشته باشند وجود ندارد.
2- مانع دوم در نقد ادبیات کلاسیک ما این است که در گذشته تقسیم بندی آثار ادبی در ادبیات شرقی و اسلامی وجود نداشته است . البته در ادبیات ملل اسلامی به تاثیر طرز فکر ادبیات عرب ، آثار ادبی از منظر ظاهر تقسیم بندی شده اند و تقسیم بندی آثار ادبی به قالب های شعری محدود شده است ، در نتیجه این به مانعی تبدیل شده است که ما نتوانیم محتوای شعر فارسی را براساس سبک ، انواع و گونه شناسی طبقه بندی کنیم. شرط نقد کردن ((چه نقد روانکاوانه ،جامعه شناسانه، زیباشناسانه و...)) این است که معیاری برای تقسیم بندی داشته باشیم و در سال های اخیر تحت تاثیر دیدگاههای اروپائیان تقسیم بندی هایی بوجود آمد.
3- اساسا شاعران قدیم و کلاسیک ما سیر تاریخی و تحول ذهنی خود را ثبت نکرده اند در نتیجه امکانی برای تجزیه وتحلیل آثار ادبی وجود ندارد .
4- داوری در مورد جوانب معنوی کار شاعران کلاسیک و قدیم ما دشوار شده است زیرا در تقسیم بندی دیوان ها رعایت شکل ظاهری و ترتیب الفبایی سبب شده است که برای یک خواننده، مطالعه در جوانب روحی و معنوی سیر یک شاعر از کار های دشوار تلقی شود .
5- شعر فارسی، نظم ونثر کلاسیک فارسی کمتر از جنس ادبیات اجتماعی است یعنی بر خلاف شعر معاصر ، که دارای نظم ونثر اجتماعی است و در نتیجه در گیری مستقیم یا غیر مستقیم هنر مند با فرایند های اجتماعی –سیاسی جامعه خلق می شود در ادبیات کلاسیک ما در گیری مستقیم و غیر مستقیم ادیب با فرایند های اجتماعی – سیاسی کمتر بوده است .
فرق نظم ونثر :نثر در ادبیات ما نسبت به نظم ،اجتماعی تر است . نظم ما بیشتر به ابعاد فردی ، عاطفی ، شخصی مثل عشق ،غلام وارگی و.. برمی گردد. از دوره نیما به بعد و به احتمال زیاد از دوره مشروطه است که شعر ما به رسانه ای د رجهت بیان آرمان های اجتماعی ، مبارزات سیاسی و در گیری با زندگی اجتماعی تبدیل می شود . در دوران مشروطه ،یک نوع خود آگاهی انتقادی به وجود می آید و باز اندیشی به مثابه یک فرایند وارد زندگی اجتماعی می شود در نتیجه شعر ما نیز اجتماعی می شود.
جامعه شناسی باید دو موضوع راروشن کند :1- توضیح چالش های پدیده 2- پی بردن به باطن امور از طریق مشاهده ظاهری ((باطن امور، یعنی مردم عادی توانایی ادراک برخی امور را ندارند ولی محقق به دلیل مسلح بودن به چشم تیز بین می تواند آن امور را کشف کند. ))
خلاصه کنفرانس جستارهای اجتماعی در شاهنامه فردوسی
شاهنامه فردوسی گنجینه زبان پارسی و محصول تکامل روح ایران زمین است ،شاهنامه یک فرهنگ است.در شاهنامه به مسائل اجتماعی مختلفی از جمله رهبری جامعه در جهان باستان ، داوری ، عشق ، ازدواج ، شیوه های همسر گزینی ، قشر بندی اجتماعی و..سخن گفته شده است. فردوسی در وصف رویداد های دوران پادشاهی جمشید به چگونگی شکل گیری طبقات اجتماعی اشاره می کند و مردم را به چهار طبقه 1- کاتوزیان (عابد و زاهد ) 2- نیساریان (سپاهیان پادشاه )3- نسودی (کشاورزان و کشتکاران ) 4- آهنو خوشی ( اهل حرفه و پیشه ) تقسیم می کند .شاهنامه به عنوان متن سیاسی ادبیات کلاسیک ایران به حساب می آید.
نکات کلیدی مطرح شده در مورد کنفرانس جستارها ی اجتماعی در شاهنامه فردوسی از جانب استاد فاضلی
1- اهمیت سیاسی شاهنامه در صد سال اخیر این است که این سند از یک منظر سیاسی خاص به عنوان سند مقاومت مردم ایران در مقابل هجوم اعراب به حساب می آید که فروسی از طریق اشعار سروده شده در شاهنامه توانسته زبان فارسی را در مقابل زبان عربی حفظ کند .
2- شاهنامه به عنوان یک سند تاریخی نیز هست ، روایتی است از تاریخ ایران زمین هم تاریخ اسطوره ای و هم تاریخ ما بعد اسطوره ای .
3- شاهنامه به عنوان یک سند هویت قومی نیز هست بخصوص در نیمه دوم قرن نوزدهم زمانی که ناسیونالیسم ایرانی در حال شکل گیری بود شاهنامه به عنوان یک نشانه برای تفسیر های گوناگون مورد توجه روشنفکران و فعالان سیاسی ایرانی قرار گرفت. (کارکرد سیاسی شاهنامه )
داستان های داخل شاهنامه بحث ها و چالش های سیاسی را مطرح می کند . مثلا داستان کاوه آهنگر به عنوان یکی از نمادهای قومیت کرد به حساب می آید.
4- شیوه زندگی ایرانیان در طول تاریخ بخصوص در قرن چهارم و قبل از آن از طریق شاهنامه قابل شناسایی است مثل شیوه ساز ماندهی جامعه ، ازدواج و... (بعد انسان شناسی شاهنامه )
5- از دیدگاههای مختلفی می توان به شاهنامه نگاه کرد که در نتیجه این دید گاهها ، برداشت های متفاوتی شکل می گیرد. مثلا می توان گفت شاهنامه باز نمای مردانگی در جامعه ایران است ، شاهنامه سند شاهان است ،شاهنامه یک سند اخلاقی است.
خلاصه کنفرانس جستارهای اجتماعی در بوستان و گلستان سعدی
سعدی در واقع یک پژوهشگر اجتماعی است که مسائل اجتماعی را از طریق مکامله و مناظره دو جانبه و روش خاص خودش مطرح می کند و خودش نقش ثالثی را ایفا می کند تا کنجکاوی بیشتری را بر انگیزد و مسائل را بهتر تبیین کند و به تحلیل بکشد. یکی از شاهکار های ادبی سعدی بوستان و گلستان است. کتاب بوستان سعدی در واقع برخاسته از خیال سعدی است و سعدی در این کتاب بیشتر جامعه مطلوب را تصویر کرده و انسان را آن چنان که باید باشد توصیف کرده است .بوستان دارای ده باب است .سعدی از راه تجربه مستقیم و مشاهده همراه با مشارکت به شناخت قشرهای مختلف مردم می پردازد و داده های خود را در قالب شعر ،داستان و.. به تصویر می کشد. اما سعدی در کتاب گلستان سعی کرده جامعه خود و جوامع دیگر را به همان صورتی که مشاهده کرده به خواننده معرفی کند. گلستان دارای هشت باب است وهر یک از باب ها دارای حکایتها و اندرزهایی به نظم ونثر است. در گلستان و بوستان به مسائل اجتماعی مختلف مثل انسان دوستی ، سرشت انسانی و پرورش اجتماعی ، سیاست و کشور داری و... اشاره شده است.
نکات کلیدی مطرح شده درمورد کنفرانس جستارهای اجتماعی در گلستان و بوستان سعدی از جانب استاد فاضلی
1- جایگاه سعدی در ایران زمین بیش از هر چیز به زبان فارسی ما مربوط می شود . شناسایی ارزش و اعتبار سعدی مهم است . استاد محمد معین طباطبایی معتقد بود: سعدی به زبان فارسی سخن نمی گفت بلکه ما فارسی زبانان به زبان سعدی سخن می گوئیم . مثلا کتاب دانته را هیچ ایتالیایی نمی تواند بخواند مگر اینکه متخصص زبان ایتالیایی قرن شانزده باشد ولی در مورد آثار سعدی این طور نیست بلکه هر ایرانی که قادر به خواندن و نوشتن باشد می تواند به راحتی با نظم ونثر سعدی ارتباط بر قرار کند بنابراین بیشترین نقش سعدی در زبان فارسی معاصر ماست که زبانی ساده ، فصیح ، بلیغ را بنیان گذارد. در واقع همه اشعار سعدی سهل ممتنع هستند .
2- سعدی نماینده یک نوع تفکر به نام تفکر انسان گرا در فرهنگ ماست ، پدیده ای که در غرب تحت عنوان اومانیسم یا کرامت انسا نی مطرح است. کرامت انسانی یعنی جدی تلقی کردن تجربه های انسان در زندگی روزمره . تجربه انسان با تمام ابعادش برای سعدی مهم است این نگاه را نگاه انسان گرایانه سعدی می گویند . در نگاه سعدی تمام انسانها اعم از کافر ، مسلمان ، بی گناه ، گناهکار مهم اند و همین نگرش انسان گرایانه سعدی باعث شده تا نثر سعدی در مقایسه با شعر های دیگر در سطح جهانی ماندگار باشد .در میان ادبا و شاعران کلاسیک ما ، یکی از اجتماعی ترین شعرا ، سعدی است زیرا به انسان و تجربه های آن توجه دارد . این نگاه انسان گرایانه سعدی که عده ای آن را با نگاه شکسپیر برابر می دانند بشر را متوجه حقوق خود می کند . بنابراین انسان گرایی به علاوه زبان ساده سعدی باعث شهرت جهانی او بخصوص در ادبیات فرانسه شده است.
3- در کل مفاهیمی که در بوستان و گلستان سعدی به کار گرفته شده مفاهیم جدیدی هستند .
4- سعدی همچنین به عنوان یکی از نظریه پردازان تعلیم تربیت در ایران مطرح است.
در حال حاضر جایگاه سعدی در گفتمان های سیاسی مشخص نیست.
خلاصه کنفرانس جستارهای اجتماعی در بوستان و گلستان سعدی
سعدی در واقع به نظر من یک پژهشگر اجتماعی است که مسائل اجتماعی را از طریق مکالمه و مناظره دو جانبه و روش خاص خودش مطرح می کند و خودش نقش ثالثی رل ایفا می کند تا کنجکاوی بیشتری را بر انگیزد و مسائل را بهتر تبیین کند و به تحلیل بکشد .
توضیحاتی در مورد کتاب بوستان سعدی : کتاب بوستان سعدی در واقع بر خاسته از خیال سعدی است و در این کتاب سعدی انسان را آنچنان که باید باشد نه آنچنان که هست به تصویر می کشد . در واقع سعدی در کتاب بوستان یک جامعه مطلوب و به قول فارابی یک مدینه فاضله را تصویر کرده است .در کتاب بوستان اندیشه های شخصی سعدی را در مورد کشور داری و مسائل اجتماعی به راحتی می توان فهمید . بوستان در ده باب تنظیم شده است : 1- عدل ، تدبیر و رای 2- احسان 3- عشق و شور و مستی 4- تواضع 5- رضا 6- قناعت 7- تربیت 8- شکر بر عافیت 9- توبه و راه صواب 10- مناجات
سعدی به کشور های مهم دنیا سفر کرده است و با قشر های مختلف مردم به گفتگو نشسته است . سعدی از راه تجربه مستقیم و مشاهده همراه با مشارکت به شناخت قشر های مختلف مردم می پردازد و داده ای خود را در قالب شعر ، داستان ، تمثیل ، طنز و … به تصویر می کشد.
توضیحاتی در مورد کتاب گلستان سعدی :در کتاب گلستان سعدی سعی کزده است تا وضعیت جامعهخود و جوامع دیگر را به همان صورتی که مشاهده کرده است به خواننده معرفی کند .
گلستان سعدی هشت باب دارد و هر یک از این هشت باب دازای حکایتها و اندرزهایی به نظم و نثر است : 1- سیرت پادشاهان 2- اخلاق درویشان 3- فضیلت قناعت 4- فوائد خاموشی 5- عشق و جوانی 6- ضعف و پیری 7- تاثیر تربیت 8- آداب صحبت
مباحث اجتماعی مطرح شده در بوستان و گلستان سعدی
1- انسان دوستی : سعدی در واقع معتقد بود ارزش والای انسانی رانباید نا چیز شمرد و به هر خواری و ذلتی تن داد.
2- سرشت انسانی و پرورش اجتماعی:اندیشه های سعدی در مورد سرشت و پرورش انسان می توان در باب اول و هفتم گلستان دید. سعدی نقش سرشت و استعدادهای ذاتی را در آموزش و پرورش انسان مهم می داند و معتقد است اگر فردی استعداد های ذاتی اش نا چیز باشد تربیت در او اثری ندارد ولی در شرایط خاص برای محیط مناسب پرورش نیز اهمیت بسیاری قائل است و معتقد است اگر محیط مناسب فراهم شود ، ویژگی های شخص نا سالم در اثر معاشرت با نیکان سالم می گردد بطوریکه نقش محیط را در تربیت انسان به بوستانی تشبیه می کند که از گل ، گل می سازد .
از دید گاه سعدی انسان ها دارای تفاوت های فردی بسیاری اند و ممکن است مطلبی برای یک فرد قابل فهم باشد ولی برای فرددیگر قابل فهم نباشد .
به نظر من سعدی در قصاید خودش به ارشاد و راهنمایی پادشاهان نیز پرداخته است.
یکی از شاخه های مهم جامعه شناسی هنر و ادبیات ، اجتماعیات در ادبیات فارسی است. اجتماعیات در ادبیات فارسی در واقع همان جامعه شناسی ازطریق هنر است.
توضیحاتی مورد جامعه شناسی از طریق هنر با ذکر نمونه هایی از آن :
1- کتاب آگاهی و جامعه : نوشته استوارت هیوز ، ترجمه استاد عزت الله فولادوند .
فصل آخر جلد اول این کتاب در مورد مارسل پروست و رمان نویسان بزرگی است که نظریه ، اندیشه وتفکر اجتماعی را برای مصرف عامه مردم که متخصص در علوم اجتماعی نیستند با زبانی ساده بیان می کنند . استوارت هیوز معتقد است رمان نوعی نظریه پردازی اجتماعی است بطوریکه تمام مردم بتوانند نظریات آن را بخوانند ؛بفهمند و علاقمند شوند. چیزی که در جامعه به نام اجتماعیات در ادبیات فارسی رایج است خیلی ساده تر است زیرا نظریه پردازان در این حوزه ها در جامعه ما به دنبال باز نویسی متن ها و محتوای آثار ادبی بوده اند و به نظریات و ایده ها کمتر توجه داشته اند .از جمله نکاتی که می توان در مورد اجتماعیات در ادبیات فارسی به لحاظ روش اشاره کرد این است که متن ها ی ادبی کلاسیک مه به طورغیر مستقیم با اجتماع ارتباط دارند و به دلیل ارتباط غیر مستقیم این متون برای علوم اجتماعی جذاب هستند.
گفتمان اجتماعیات در ادبیات فارسی در ایران : این گفتمان در دهه 1350 ابتدا توسط دکتر غلامحسین صدیقی مطرح شد.دکتر غلامحسین صدیقی کسی بود که واژه جامعه شناسی راوضع کرد و اولین ایرانی است که مدرک دکترای جامعه شناسی را کسب کرد . دکتر صدیقی به دلیل تسلط بر ادبیات و فرهنگ ایرانی در صدد بر آمد که به گونه ای منابع و ادبیات فرهنگی را به علم جامعه شناسی پیوند بزند برای این منظور دو واحد درسی به نام اجتماعیات در ادبیات فارسی را در برنامه درسی علوم اجتماعی گنجاند. و از آنجایی که دکتر صدیقی ملی گرا بود نوعی تعصب ملی به ادب ، زبان و فرهنگ ایران داشت و معتقد بود برای تقویت هویت ملی باید متون ادب کلاسیک مان را به دانش آموختگان خود بیا موزیم در عین حال این باور وجود داشت ادبیات فارسی بخصوص متون ادب کلاسیک تنها جنبه سرگرمی و زیبا شناسی ندارد بلکه ایرانیان در طول تاریخ از طریق شعر و به کمک شعر می اندیشیدند و شعر و ادب کلاسیک فارسی گنجینه تمام اندیشه های ایرانیان درطول تاریخ بوده است و اینکه ما می توانیم از طریق باز خوانی متون و ادب فارسی ، تاریخ ادیشه اجتماعی در بین ایرانیان را شناسایی کنیم و به نگارش در آوریم. در این خوانش و باز خوانی متون ادب کلایسک ایران ، بسیاری از تحولات ایران از جمله سیر نهاد های اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و... نیز مشخص می شود گفتمان اجتماعیات در ادبیات فارسی علی رغم این ویژگی هایی که به آن اشاره شد به دلایلی چند مورد استقبال واقع نشد :
1- ابزارهای روش شناختی این حوزه برای محققان ما چندان شناخته شده نبود و علوم اجتماعی در ایران در مراحل اولیه شکل گیری اش بود بخصوص سنت جامعه شناسی دانشگاهی در ایران سنتی نبود که از طریق تجزیه و تحلیل های تاریخی به دنبال باز خوانی تحولات ایران باشد.
2- روش های تحلیل در علوم اجتماعی ایران روش های متنی نبود . بلکه بیشتر روش های به کار گرفته شده در علوم اجتماعی ایران روش های پیمایشی بود و رویکردهای تعمیمی بر سنت پژوهش های جامعه شناسی در ایران حاکم بود مثل گرد آوری داده های آماری از طریق پرسشنامه.
3- پژوهش جامعه شناسی در ایران اساسا از یک منظر ساده اقتصادی – سیاسی تبعیت می کرد . پژوهشگران ما بیشتر به دنبال این هستند که سازمان یا موسسه ای بودجه ای را برای انجام تحقیق در اختیار آنها بگذارد تا پژوهشی را انجام دهند .
4- انجام تجزیه و تحلیل ادبی از نگاه جامعه شناسانه مستلزم یک سری آموزش های فنی و حرفه ای و سنت دانشگاهی است که در جامعه ما وجود ندارد از جمله سنت های دانشگاهی می توان یه نگاه بین رشته ای اشاره کرد.
کار کرد های متون ادب کلاسیک :
1- این متون به مابینش تطبیقی می دهند و ما از طریق بینش تطبیقی می توانیم وضعیت امروز و گذشته خود را با هم مقایسه کنیم .
2- دومین کار کرد متن های ادب کلایسک ما در علوم اجتماعی عبارت است از دست یافتن به یک بینش و نگرش بومی در فهم جامعه ، فرهنگ و تحولات ایران . یکی از مشکلات علوم اجتماعی و علوم انسانی در کشور ها ی غیر غربی ، بیگانگی زبان آنهاست زیرا مبانی نظری و چهار چوب شناختی آنها از کشور های غربی گرفته شده است و علوم اجتماعی به دلیل اینکه از غرب وارد شده است مفاهیم اش مفاهیم غربی است . مروری بر ادبیات کلاسیک و باز شناسی و قرائت آن با عث می شود به یک نوع نگرش درونی یا دانش محلی برسیم.
3- ادبیات کلایسک ما ، نه تنها بینش تطبیقی و بو می برای ما فراهم می کند بلکه مواد و داده خامی برای مطالعه فرهنگ است.
نقد کتاب شما که غریبه نیستید نوشته هوشنگ مرادی کرمانی
توضیحاتی در مورد راویان و موضوع قسمت های مختلف داستان:
موقعیت شهر ،سیرچ یکی از توابع کرمان است . بخش های کتاب اسم ندارند بلکه فقط شماره بندی شده اند . بزرگترین تنش اصلی داستان زمانی اتفاق می افتد که مادر بزرگ هوشنگ می میرد و هوشنگ و پدرش به همراه عمو اسدالله و قاسم به کرمان می روند و در آنجا هوشو متوجه می شود که به تئاتر و نویسندگی علاقه دارد و علی رغم فقر و بی پولی و نداری و با توجه به اینکه در آن دوره شعر و نویسندگی و تئاتر و سینما چندان محبوبیت و رونق نداشت با جدیت تمام ، در این حوزه ها تلاش می کند و بعد از گرفتن دیپلم علی رغم مخالفت خانواده پدری اش راهی تهران می شود.
شخصیت های اصلی داستان :نفر اول : هوشو یا هوشنگ ( نوه خانواده ) است که کودکی سر به هوا ،شوخ و شنگ و بی خیال و به قول مردم سیرچ شوم است.
نفر دوم : ننه بابا ( مادر بزرگ هوشو ) است زنی زحمت کش ، مهربان که زمانی به قول خودش بر و بیایی داشته ، زن کدخدا بوده ولی روزگار در حق او جفا کرده است . بعد از اینکه مادر هوشو چند روز بعد از به دنیا آمدن هو شو می میرد هوشو را بزرگ می کند و زمانیکه هوشو به حدود 12 سالگی می رسد یکی دو سال بعد از مرگ همسرش آغ بابا می میرد.
نفر سوم: آغ بابا ( پدر بزرگ هوشو ) است مردی شوخ طبع ، کد خدای ده ، مورد اعتماد مردم که روزی برو بیایی داشته و صاحب ملک و ثروتی بوده ولی بر اثر زمان همه چیز را از دست می دهد و جزء اولین کسانی است که در داستان می میرد.
نفرچهارم: کاظم ( پدر هوشو ) است مردی روان پریش که از لحاظ روانی تعادل ندارد و در آخر داستان می میرد.
نفر پنجم : اسدالله ( عموی هوشو ) است که جزء افسران نظامی کرمان بود ، فردی مرتب ، منظم با دلسوزی های پدرانه.
نفر ششم : قاسم ( عموی هوشو ) است . قاسم ابتدا معلم سیرچ بود که بعد به کرمان منتقل می شود بعد از مرگ ننه بابا ، چون در سیرچ هوشو و پدرش کسی را نداشتند به سیرچ می آید و همراه برادرش اسدالله هوشو و پدرش را به کرمان می برند و قاسم کسی بود که در زندگی هوشو تاثیرات زیادی گذاشت و مشوق او در درس و مدرسه بود .
داستان در 78 فصل اتفاق می افتد . در شیون نگارش داستان هم نویسنده هوشنگ مرادی کرمانی در چندین قسمت از شیفت زمانی به گذشته و حال استفاده کرده است .
راویان داستان : راوی بیشتر قسمت های داستان ، هوشنگ است بعد آغ بابا و ننه بابا .
نقاط ضعف و قوت کتاب : در ابتدای کتاب نویسنده گفته است این کتاب بی هیچ تحقیق و یادداشتی فقط از حافظه بر آمده است اما به نظر من این کتاب تا حدودی سر گذشت خود نویسنده هست. زبان کتاب ساده و تا حد زیادی عامیانه است از چاشنی طنز و فکاهی در کتاب بسیار بهره گرفته شده است . در مورد پی نوشت های کتاب توضیحات واضح و روشن بود . از زبان محلی به کرات در کتاب استفاده شده است مثل مردینه ، سق ، بچه زاده ، هوشو ، مهینو و....
نویسنده شخصیت های داستان مثل ننه بابا ، آغ بابا ، قشنگو ، عمو قاسم و...و همچنین و یژ گی ها و خصوصیاتشان را جزبه جز توصیف کرده است .
پیام کتاب به نظر من این است که انسان می تواند در هر شرایطی سر نوشت خود را از طریق انتخاب هایی که بر سر راه او قرار می گیرد تعیین کند .
یکی از نقاط مثبت این کتاب به نظر من این است که نویسنده دوران مدرسه و سیستم آ موزشی را طوری توصیف کرده است که با خواندن کتاب به راحتی می توانیم تفاوت سیستم آموزشی امروز و گذشته را بفهمیم. در واقع به نظر من نویسنده در این کتاب تحلیل جامعه شناسانه ای از و ضعیت مدرسه ، روابط بین دانش آموزان و معلمان ، جایگاه مدرسه در ساخت اجتماعی روستا به طور خاص ، جایگاه معلم در مدرسه ، تاثیر رابطه مدر سه بر نظام سیاسی ، رابطه بین مدرسه با شیوه تولید اقتصادی ، و.... ارائه می دهد.
یکی دیگر از نقاط مثبت این کتاب این است که در عین پرداختن به شخصیت اصلی داستان ( هوشو ) خاطرات و افسانه هایی را از شخصیت های مختلف ذکر می کند و در عین حال خیلی بیش از حد به قصه هایی که از دیگران از جمله ننه بابا ، آغ بابا و... ذکر می کند شاخ و برگ داده است. از نقاط مثبت دیگر کتاب این است که نویسنده اوضاع و احوال مردم روستای سیرچ را از لحاظ اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی خیلی واضح توضیح داده است : مثلا اینکه در روستا تنها یک عده خاص اند که صاحب ثروت هستند و دارای قدرت سیاسی اند و اینکه در سیرچ غیر از خربزه و هندونه محصولات متنوعی به عمل می آید و خیلی زیبا و دلنشین ورود عناصر جدید فرهنگی به روستا ونحوه بر خورد مردم روستا با آن را ترسیم کرده است. مثل ورود رادیو و اجرای نمایش در روستاو....
یکی از انتقاداتی که به کتاب وارد است این است که در این کتاب فقر روستائیان به وضوح نشان داده شده و در عین حال نویسنده سعی کرده روستا را دهکده ای سبز و آرام مجسم کند که مردم آن با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می کنند در حالی که به نظر من زندگی در روستا در آن دوره ای که نویسنده به آن پرداخته به قول جرج فاستر با بدبینی و حسادت روستائیان به یکدیگر همراه بوده که نویسنده به بدبینی و حسادت روستائیان به یکدیگر و مقاومت آنها در برابر عناصر فرهنگی مدرن اشاره ای نکرده است . انتقاد دیگر این است که نویسنده بیشتر به حوادث غم انگیز و جانسوزی پرداخته که گویی در زندگی هوشو( شخصیت اصلی داستان ) تجربیات شیرین و جود نداشته است در حالی که به نظر من در کنار هر غم و غصه ای ، تجر بیات خوب و زیبا و خنده آوری وجود دارد که می توانند تاثیر گذار باشند .
در مورد آداب و رسوم دید و بازدید عید در کرمان و روستاهای تابعه آن نویسنده تا اندازه ای توضیح داده است که به نظر من تقریبا هیچ فرقی با دید و بازدید های عید در شهرهای دیگر نداشت شاید یکی از دلایل آن نپرداختن نویسنده به جزئیات عید در سیرچ از روستاهای کرمان بود. از لحاظ دستوری و نگارش و همچنین حفظ حرمت ادبی در متن نویسنده تا حدودی کم توجهی کرده است . مثل خشتک های بویناک . برگ نیمه سوخته و چوب های نیمه سو خته پائین می افتند ، می افتند روی تخت چوبی . در می روم ، می دوم و می روم لب رودخانه .
در این رمان ، تفاوت نسل ها و تحو لات تاریخی ، اجتماعی ، فرهنگی نشان داده می شود . به نظر من اثر آ قای هوشنگ مرادی کرمانی پویا و متاثر از شرایط زمانی است . گافمن معتقد است هر کنش اجتماعی یک روی صحنه و یک پشت صحنه دارد . در رمان شما که غریبه نیستید به نظر من زندگی هوشو طوری بود که پشت صحنه و روی صحنه آن را مردم سیرچ و حتی کرمان می دیدند و زمانی که هوشو به این حقیقت پی برد پشت صحنه و روی صحنه زندگی او یکی شد و معنای خودش را از دست داد . به نظر من رمان شما که غریبه نیستید نوشته هوشنگ مرادی کرمانی به عنوان یک متن باز نمای منفی از جامعه ایران است که به ارائه ذهنیت کلیشه ای از ایران و ایرانیان در اوایل انقلاب می پردازد.
وجوه زیبا سناسانه رشته تعاون و رفاه اجتماعی:
رشته تعاون و رفاه اجتماعی از دو بخش تعاون و رفاه تشکیل شده است که من بیشتر وجوه زیبا شناسانه رفاه اجتماعی و ارتباط آن را با هنر توضیح می دهم. به نظر من اولین وجه زیباشناسانه تعاون و رفاه اجتماعی در خود کتاب قرآن کریم آمده است که در آن به آیات متعددی در زمینه تامین رفاه حال انسان اشاره شده است . از جمله این آیات می توان به آیات 81سوره نحل و 31 سوره انبیاء اشاره کرد که خداوند می فرماید : کمر کوهها برای پناهگاه خلق و کاستن اضطراب انسان شکل گرفته اند .خلقت دریاها برای رفاه انسان است .
که آیات قرآن کریم سر شار از آرایه های ادبی و دستورات و مضامین اخلاقی و اجتماعی است.
یک سرود سومری مربوط به 4000 سال قبل وجود دارد که نیاز به تامین رفاه را چنین توصیف می کند : کیست آنکه آشنای یتیمان و بیوه زنان است و کیست آنکه از ستمکاری و ظلم بر انسانها آگاهی دارد و آنکه الهه نیکی و نیکو کاری است وبر بیوه زنان رحمت دارد و برای بیچارگان دادگستر و عدالت خواه است .
به نظر من این شعر سومری حاوی یک نوع بینش جامعه شناختی است .
رفاه اجتماعی شاخه های مختلفی دارد که یکی از شاخه های آن وقف است . در سال 1326 در روستایی در 36 کیلومتری یزد ،از درون د یواری وقف نامه ای به زبان عربی مربوط به قرن هفتم کشف شد که در سال 1341 در 209 صفحه با نام جامع الخیرات انتشار یافت. واقف آن سید رکن الدین محمد ، از بزرگان یزد بود که قسمت عمده ای از دارایی اش را وقف دارالشفاء کرد و در زادگاهش تلاش بسیاری در جهت کمک به مستمندان و نیاز مندان داشته است. او در این کتاب چگونگی رسیدگی و کمک های اساسی به امور بیماران و مستمندان را با ذکر اشعار و مثل هایی زیبا توضیح می دهد .
سفر نامه ابراهیم بیک مراغه ای که داستان یک سیاح ایرانی است و بنا به گفته اکثر مورخان مشروطه یکی از عوامل موثر در آگاهی مردم آن دوران بوده است بیان از ملاقات با وزیر داخله دارد که او را در انجام اقدامات رفاهی – اجتماعی برای توده مردم تشویق می کند .
یکی دیگر از شاخه های رفاه اجتماعی ،فراغت است . اولین تحقیق راجع به فراغت توسط فردی به نام پل لا مارک با عنوان حق تنبل بودن انجام گرفت سپس در سال 1899 در ایالات متحده کتابی تحت عنوان نظریه طبقه فارغ از کار توسط توستین وبلن تدوین شد که شاخه جدیدی از علوم اجتماعی به نام جامعه شناسی فراغت را پایه ریزی کرد . بعد از جنگ جهانی دوم جامعه شناسان به مسئله فراغت به عنوان یک پدیده فرهنگی – اجتماعی توجه کردند .
دو مازدیه جامعه شناس فرانسوی و مولف کتاب به سوی یک تمدن فراغت، اوقات زندگی را به 4 قسمت تقسیم می کند : 1- زمان کار 2- زمان خستگی بعد از کار 3- زمان تفریح و سر گرمی 4- زمان فعالیت هایی که به رشد و شکوفایی شخصیت کمک می کند . دومازدیه معتقد است پیدایش وسایل الکترونیکی مثل رادیو و تلویزیون و فعالیت های هنری مثل شعر ،موسیقی ، تئاتر ، و… چگونگی گذران اوقات فراغت را دچار تحول می کند.
گزارش جلسه چهارم کلاس جامعه شناسی هنر ها و ادبیات
جلسه چهارم با یک سوال آغاز می شود : چه نسبتی بین جامعه شناسی و هنر وجود دارد؟
رابطه و نسبت جامعه شناسی و هنر را در 2 سطح می توان بررسی کرد : 1- سطح معرفت شناختی یعنی هنر به مثابه گونه ای از معرفت و جامعه شناسی به مثابه گونه ای از معرفت با هم چه ارتباطی دارند .
2- سطح دیگر این است که در سطح هستی شناختی و وجود شناسی بحث کنیم و بگوییم بین جامعه شناسی به مثابه امری که به بررسی واقعیت اجتماعی می پردازد و بنیانش بر واقعیت اجتماعی وجامعه است وهنر به مثابه امری که به تخیل و عنصر خیال و ادراک ما بر می گردد چه ارتباطی وجود دارد . هنر و جامعه شناسی در یک نگاه دو موجود متضادند : هنر از جنس احساس و تخیل است و به حوزه عدم عقلانیت و عرصه وجوه بیانی تعلق دارد . در حالی که علم با وجوه ادراکی (شناختی) ما سر و کار دارد و به واقعیت مربوط می شود و به عرصه عقلانیت تعلق دارد و قصد دارد جهان و واقعیت ها و هستی ها را که پراکنده و نابسامان هستند در یک مجموعه ای از گزاره های منسجم و منطقی قرار دهد به عبارت دیگر قصد دارد یک شناخت عقلانی شده از واقعیت ها ارائه کند . مثلادر فیزیک در مورد جهان هستی مادی و در علوم اجتماعی در مورد واقعیت های اجتماعی این دو علم شناختی عقلانی شده را ارائه می دهند .
تفاوت حوزه علم و هنر در ادراک واقعیت ها : حوزه علم ،حوزه ادراکات عقلانی از واقعیت هاست در حالی که حوزه هنر ،حوزه بیان و باز نمایی تخیلی ما از احساسات و عواطف و پیوند های وجودی ما با عالم است . حوزه هنر ،حوزه خلاقیت ها دید گا هها ،تجربه های شخصی و حوزه امور خاص است . در حالی که حوزه علم ،حوزه امر تعمیم یافته است . حوزه هنر ،حوزه ای است که ما به باز نمایی می پردازیم اما باز نمایی خلاقانه دستکاری شده و مداخله جویانه که نه تنها آن واقعیت ها را می بینیم و نشان می دهیم بلکه در این فر آیند دیدن و نشان دادن ،به طور دلخواهانه گزینش می کنیم و از آن یک پدیده زیبا و جذاب ارائه می کنیم . در مورد واقعیت هایی که در حوزه علم ادراک می کنیم بر عکس است و ممکن است تصاویر زیبا و دلنشین ارائه نکند و حتی ممکن است با فرض دخالت ندادن احساسات ،با واقعیت های نا خوشایند روبرو شویم . در حوزه هنر ، هر هنرمندی میزان سهمش به هنر آن مقداری است که توانسته خاص بودگی ، فردیت و سبک خودش را نشان دهد .
شباهت حوزه علم و هنر این است که هر دو گونه هایی از معرفت اند .
قرار دادن هنر در قالب یا چار چوب جامعه شناسی ، ظاهرا یک اصولی را از هنر می گیرد و محدودیت هایی را نیز برای جامعه شناسی بوجود می آورد بنابراین جامعه شناسی و هنر در یک نگاه با تناقض هایی روبرو هستند . این تناقض ها نشان می دهد که جامعه شناسی با یک سری چالش هایی برای فهم و تبیین هنر مواجه است.
چالش هایی که بینش جامعه شناسی در درک و تبیین هنر با آن مواجه است :
1- انسجام اثر هنری را نمی توان به وجه عقلانی به طور کامل توضیح داد . هر اثر هنری (اعم از سبک و محتوا )از لحاظ کلیت دارای یک انسجام است . به عنوان مثال سبک شعر حافظ را با استفاده از شرایط اجتماعی ، تحولات تاریخی ، شرایط اقتصادی ، جایگاه شعر و شعرا در نظام سیاسی تا حدودی می توان تبیین جامعه شناسی کرد ولی این تبیین پاره هایی از ویژگی های اثر حافظ را توضیح می دهد زیرا تمام ویژگی های اثر هنری حافظ را به صورت عقلانی نمی توان توضیح داد مثلا خلاقیتی که حافظ به عنوان یک هنر مند در آثار خود به کار برده با استفاده از عقلانیت قابل توضیح نیست. بنابراین جامعه شناسی نمی تواند کلیت را بیان کند بخصوص در مورد شاهکار ها و آثار بزرگ مثل شکسپیر و دانته.
2-یک نسبت و همبستگی متقارن و کامل بین اثر هنری و جامعه آن وجود ندارد. زیرا اولا به قول شوکینگ در یک دوره خاص روح های متعدد وجود دارد و روح واحدی بر جامعه حاکم نیست تااینکه اورا بتوان بتوان یک اثر هنری را به یک روح واحد ارجاع داد . بنا براین نسبت های جامعه و هنر را نمی توان نسبت های یک به یک فرض کرد . دوما یک اثر هنری می تواند علت های متعددی داشته باشد که از پاره ای جهات اجتماعی است ولی در عین حال می تواند دارای علت های متضاد و متعدد نیز باشد و مثل علوم طبیعی دارای یک علت واحد نیست . در عین حال هنرمند انسانی است که به دلیل اینکه از جوهر تخیل بهره می گیرد به نحو سیالی در زمان حرکت می کند و به نحو دستکاری شده ساختار زمان را در هم می ریزد .
به عنوان مثال ، همان طوری که گلد من و لو کاچ در مورد رمان گفته اند اگر بگرئیم در هر دوره یک جهان بینی خاص وجود دارد این عبارت تاحدودی می تواند واقعیت ها را در حوزه هنر و ادبیات توضیح بدهد اما نه به طور کامل ، زیرا هم بحث جهان بینی بحث مناقشه انگیزی است و هم اینکه تقلیل دادن هنر و بیان هنری به یک جهان بینی واحد کار دشواری است و در حال حاضر ، ما در دنیایی زندگی می کنیم که شاهد پیدایش روز افزون تقریبا تمام اشکال هنری به طور همزمان هستیم که این امر تبیین واحد و کامل از واقعیت ها را تا حدودی مشکل می سازد.
3- ما در هنر با باز نمایی سر و کار داریم هنر وجوه نمایشی ،جلوه ای و بیانی احساس و ادراک مان از خودمان و پیوند هایمان با جهان هستی است.بنابراین هنر به مثابه یک امر باز نمایانه و نمادین است از این نظر نمی توان این وجوه باز نمایانه و نمایشی را در قالب گزاره ها ، فرمول ها و زبانی گنجاند که علم در صدد انجام آن است. اگر چه خود علم نیز یک نوع باز نمایی است ولی زبان علم برای باز نمایی یک زبان عقلانی شده ،استاندارد شده ،سنجش پذیر و بسیار عینیت یافته است در حالی که زبان هنر به مثابه نوعی نظام نشانه و دلالت یک زبانی است که نمی توان این زبان را با معیار های کمی ، عینی ،عقلانی شده ،روشمند مورد ارزیابی قرار داد.
4- علوم اجتماعی به دنبال تبیین گزاره های نسبتا تعمیم پذیر است در حالی که هنر عرصه تحقق فردیت ، خاص گرایی و نو آوری های ویژه است.
همان طوری که گفتیم نسبت های بین جامعه شناسی و هنر از یک منظر یک نسبت متناقض است ولی از منظر دیگر در حوزه علم بسیاری از چیزهایی که منطقا با هم متضادند و نا ساز گارند در کنار هم می نشینند . مثلا همه ما می دانیم که منطقا سیگار کشیدن برای سلامتی ما ضرر دارد ولی ممکن است کسی که سیگار می کشد خودش متخصص قلب و ریه باشد و دلیل این عمل او این است که غیر از عوامل شناختی و عقلی ،عوامل احساسی و عاطفی نیز در زندگی وجود دارد که اجازه نمی دهند مغز ما هدایت کننده کنش های ما باشند .
جامعه شناسی و هنر به گونه های مختلف کنار هم می نشینند :1- جامعه شناسی از طر یق هنر . 2- هنر از طریق جامعه شناسی . 3- جامعه شناسی هنر .
جامعه شناسی از طریق هنر : اگر این تعریف را بپذیریم که جامعه شناسی علمی است که به مطالعه جامعه ، روابط اجتماعی ، پدیده های اجتماعی ، نهادهای اجتماعی و فرهنگ می پردازد در این صورت ما می توانیم از طریق هنر نیز به مطالعه جامعه و هنر بپر دازیم . لوئیس کوزر یکی ازجامعه شناسان مشهور در کتابی به نام جامعه شناسی از طریق هنر توضیح می دهد ما می توانیم مفاهیم علوم اجتماعی مثل طبقه اجتماعی ، ارزش اجتماعی ، فرهنگ ، جامعه ، نقش اجتماعی ...را از طریق هنر ببینیم . کوزر به همین دلیل سعی کرده از لابه لای اشعار ، رمان ها ، نمایشنامه ها و ادبیات انگلیسی نمونه هایی را پیدا کند مبنی بر این که چگونه هنر مندان یک نوع بینش جامعه شناختی را برای ما در آثار خودشان خلق کرده اند . ما همان گونه که از طریق جامعه شناسی یک نوع باز نمایی عقلانی شده ،روشمند و منظم از رابطه انسان و جامعه ارائه می کنیم هنر مندان نیز از طریق باز نمایی ابعاد مختلف زندگی اجتماعی نوعی بینش جامعه شناسانه برای ما تولید می کنند . کوزر البته تنها یک بعد را شرح داده و آن بعد این است که مفاهیم کلیدی علوم اجتماعی در هنر ارائه شده است. مثلا یک نمایشنامه از شکسپیر وجود دارد که نشان می دهد که زندگی به مثابه یک تئاتر است و ما بازیگران تئاتر هستیم و هر کسی مجموعه ای از نقش ها را در این تئاتر زندگی عهده دار است . نمایشنامه شکسپیر نظریه الوین گافمن و رویکرد کنش متقابل نمادین را برای ما تداعی می کند .نظریه گافمن و کنش متقابل نمادگرایان بر همین نظریه تئاتری زندگی استوار است . گافمن می گوید : زندگی مثل نمایشی است که یک پشت صحنه و یک روی صحنه دارد بدون وجود پشت صحنه امکان ندارد روی صحنه ای وجود داشته باشد اما ما به عنوان انسان زیاد به دنبال پشت صحنه هایمان نیستیم . کوزر همچنین مفهوم منزلت اجتماعی ، طبقه اجتماعی و سلسله مراتب را در آن کتاب شرح می دهد . یکی از کارکرد های علوم اجتماعی این است که بر روی مسائل اجتماعی کار می کند . اینکه تشخیص می دهد مسائل اجتماعی چیست ؟ مسائل اجتماعی چگونه به وجود می آیند ؟ راه حل مواجه با مسائل اجتماعی کدامند ؟ و در واقع یک نوع بصیرت جمعی در مورد مسائل اجتماعی ارائه می کند . همین کار را هنر نیز انجام می دهد . هنر نیز بخش عمده اش تاکید یر روی نکاتی است که یک درد اجتماعی و مسئله اجتماعی را تداعی می کند و سعی می کند یک بینش انتقادی ارائه دهد .
کار کردهای علوم اجتماعی : 1- آشنا زدایی از زندگی اجتماعی می کند . 2- به شالوده شکنی روابط قدرت می پردازد . 3- مسائل اجتماعی را باز می کند .
2- هنر از طریق جامعه شناسی : رمان های جلال آل احمد و صادق هدایت در واقع یک نوع تولید هنر از طریق جامعه شناسی اند.
نه تنها آثار هنری انباشته از بینش های جامعه شناسانه اند بلکه آثار جامعه شتاسانه یک نوع متن و اثر هنری اند و آثار علمی هم یک نوع متن اند چه به صورت مونوگراف ، چه به صورت کتاب یا فیلم باشد و در عین اینکه علم اند به نوعی هنراند یعنی همه آثار علمی دارای وجوه زیبا شناسانه اند . آثار علمی چه در علوم طبیعی و چه در علوم اجتماعی باید از یک نظام نشانه شناسی استفاده کنند یعنی یا به صورت کلمه و مکتوب باشد یا به صورت بصری و تصویری و فیلم باشند یا به صورت یک شی نمادین. دانشمند برای اینکه بتواند پیام خود را به مخاطبان منتقل کند و تاثیر و نفوذ و گستردگی لازم برای اثر خود ایجاد کند نا گزیر است از تمهیدات زیبا شناختی بهره ببرد در غیر این صورت مخاطب و کسانی که باید با او ارتباط لازم را برقرار کنند قادر به بر قراری ارتباط نیستند . بخصوص در مرحله انتقال و کار بست علم ، علوم لاجرم همراه با ارزش های زیبا شناسی و جلوه های هنری اند . به همین دلیل از طریق جامعه شناسی هم هنر تولید می شود ممکن است در مرحله تولید علم کمتر با وجوه زیبا شناسانه سر و کار داشته باشیم اما در مرخله انتقال و کار بست علم ، هنر به صورت گسترده ای حضور پیدا می کند . ممکن است یک دانشمند در لحظه تحقیق و اندیشیدن هدف اش این نباشد که به تولید یک امر زیبا بپردازد اما بعد از شکل گیری ایده ها در زمان انتقال این علم به دیگران و عینیت بخشیدن به آن لا جرم باید به نمادها پناه ببرد. بنا براین ما از طریق جامعه شناسی ، هنر تولید می کنیم . مثال : مگر نه اینکه ما در شعر و ادبیات تمثیل ، استعاره ، تصویر گری ، تشبیه و... داریم این آرایه های ادبی را در علم نیز داریم . در علوم اجتماعی چون با امور انسانی سر و کار داریم بیشتر از این آرایه ها بهره می گیریم.بسیاری از مفاهیم به کار گرفته شده در علوم اجتماعی ، استعاره اند . مثلا مفهوم جامعه ، فرهنگ ، نظریه تکامل و... استعاره اند . چون در عالم خارج چیزی به نام جامعه وجود ندارد جامعه یک مفهوم انتزاعی است که ما به نحو استعاره ای آن را خلق کرده ایم . بنابراین زبان جامعه شناسی مثل سایر زبان ها پر از صنایع ادبی است . در جامعه شناسی نیز تصویرگری ارائه می شود . مثلا شعر سهراب سپهری تصاویر زندهای را از ادراک ، احساس و.. ارائه می کند . یا شعر ای وای مادرم اثر شهریار که تصویر گری های زیبا از دلسوزی ها، مهربانی ها ی مادر...ارائه می کند .
جامعه شناس نیز همین تصویر گری ها را ارائه می کند منتهی به نحو آشکاری باز نمایی هنری نمی کند بلکه واقعیت ها را تصویر گری می کند . آخرین نکته در مورد هنر از طریق جامعه شناسی این است که جامعه شناس ، دانشمند برای اینکه بتواند تبیینی از واقعیت ارائه کند باید توصیف کند . در توصیف به دنبال این هستیم که واقعیت چیست . جامعه شناس مانند هنرمند از ابزارهای توصیف مثل فیلم ، عکس ، نقاشی ، ضبط صوت ، تصاویر ، اشیا استفاده می کند .
معرفی چند کتاب : 1- کتاب دمو کراسی و هنر که مجموعه ای از مقالات است . مجموعه سخنرانی هایی بوده در آمریکا در باره رابطه دموکراسی و هنر که گروهی از مترجمان آن را تر جمه کرده اند و بحث های این کتاب ساده، به روز و دلنشین است.
2- کتاب جامعه شناسی ذوق ادبی نوشته لوین شوکینگ ترجمه دکتر فریدون بدره ای انتشارات توس ، چاپ : 1373
این کتاب دارای 7فصل است . فصل اول آن در مورد ذوق ادبی معاصر و روح زمانه است . حرف شو کینگ در این کتاب این است که چیزی به نام روح زمانه وجود ندارد ولی در هر زمان ارواح متعدد وجود دارد و ادبیات و ذوق و سلیقه ادبی متاثر از این ارواح است و شوکینگ توضیح میدهد که انتخاب های مردم در مورد سلیقه های هنری ( مثل غزل ، تئاتر ، اسطوره ، رمان ) متاثر از ارواح زمانه است که در نتیجه این امر قالب های ادبی مختلف بوجود می آید . شوکینگ جامعه شناسی ذوق ادبی را از جامعه شناسی ادبیات متمایز می کند . شو کینگ معتقد است ذوق ادبی و هنری ریشه در مکان های اجتماعی دارد در گذشته اقتصاد ، خانواده عوامل اصلی شکل دهنده ذوق بودند در حالی که امروزه مدرسه ، دانشگاهها و انجمن های ادبی و رسانه های گروهی هستند که ذوق ادبی و هنری را شکل می دهند .
فصل اول این کتاب در مورد ذوق ادبی معاصر و روح زمانه است .و اینکه ذوق ادبی امروز چگونه شکل گرفته است .
فصل دوم در مورد زمینه جامعه شناختی ادبیات در گذشته است .
فصل سوم در مورد تغییر مقام اجتماعی هنر مند است .
قصل چهارم در مورد ادبیات وعامه مردم است.
فصل پنجم در مورد شروع گرایش های جدید در ذوق است.
فصل ششم در مورد وسایل انتخاب است .
فصل هفتم در مورد شناخت مردم است.
3- کتاب جامعه شناسی هنر نوشته ژان دو ویلیون ترجمه مهدی سحابی ، انتشارات نشر مرکز ، سال چاپ 1379 .
این کتاب 5 فصل و یک مقدمه و پیش گفتار دارد دو نویسنده دیگر در مورد اهمیت این کتاب مقدمه ای را نوشته اند. خود ژان دو ویلیون در مورد این کتاب مقدمه ای تحت عنوان بیان هنری نوشته است .
فصل اول آن در مورد اسطوره های نظری زیبا شناسی است .
فصل دوم آن در مورد کار برد جامعه شناسی هنر است .
فصل سوم آن در مورد جامعه در هنر و هنر در جامعه است .
فصل چهارم آن در مورد محیط اجتماعی و کار کرد های متغییر هنر است
فصل پنجم آن در مورد هنر امروز است.
گزارش جلسه سوم کلاس جامعه شناسی هنر ها و ادبیات
جلسه سوم کلاس ،با توضیحاتی در مورد کیفیت آموزشی نقد ها آغاز شد . برای اینکه بتوانیم به فضای مفهومی و معنایی جامعه شناسی هنر وارد شویم باید به چند سوال زیر پاسخ دهیم :
1- چرا باید جامعه شناسی هنر را مطالعه کرد ؟یا به عبارت دیگر چه ضرورت ها و نیاز هایی برای شناخت جامعه شناسا نه هنر وجود دارد ؟
2- جامعه شناسی هنر چیست ؟
3- جامعه شناسی هنر چگونه به شناخت هنر ها می پردازد ؟
4- جامعه شناسی هنر با چه چالش هایی مواجه است ؟
امکان پاسخ دادن به این سوال ها مسلماً در یک جلسه امکان پذیر نیست و به بحث و مناظره های متعدد نیاز دارد . در این جلسه تنها به سوال اول می پردازیم .
هنر را به شیوه های مختلفی می توان نگاه کرد و یکی از این شیوه ها نگاه زیبا شناختی است . مثلاً در ادبیات ،ما در مورد هنر از جمله در آثار ادبی می توانیم نقد فنی یا ذوقی داشته باشیم . منظور از نقد فنی در ادبیات این است که مثلاً ما یک اثر ادبی را از منظر صنایع ادبی یا از لحاظ تکنیک های فنی که در تولید یک اثر هنری به کار می رود بررسی می کنیم . به عنوان مثال فرض کنید یک شعر را از لحاظ سبک بررسی می کنیم ،می بینیم این شعر غزل و کلاسیک است ، غزل آن سبک خراسانی است ،سبک خراسانی این ویژگی ها را دارد ،چهره های شاخص یا ایده آل سبک خراسانی این افراد هستند و در واقع می خواهیم ببیینم این شعر در نوع خود تا چه اندازه موفق بوده است و آن استاندارد ها و معیار های ایده آل در غزل مثلاً در سبک خراسانی را تا چه اندازه تامین کرده است و در کل ممکن است به این نتیجه برسیم که اشعار مثلاً سنایی یک نمونه شاهکار شعری است . صنایع ادبی در شعر – نثر – داستان و رمان بسیار گسترده است که در واقع این صنایع ادبی را می توان نقد فنی نامید یعنی اینکه چقدر اصول و اسلوب شعری را رعایت کرده است . نقد ما می تواند یک نقد ذوقی باشد ،یعنی اینکه چه مقدار نو آوری در نقد شده است واز چه میزان قریحه و استعداد و خلاقیت در نقد استفاده شده است .
از لحاظ معیار های نو آورانه و خلاقه یک اثر هنری ،قضاوت های مختلفی می تواند وجود داشته باشد . ما می توانیم یک مطالعه روانکاوانه در مورد نقد اثر هنری داشته باشیم . یعنی یک اثر هنری به مثابه یک پدیده روانی تا چه میزان با خصوصیات ذهنی – شخصیتی – تربیتی – عاطفی – فردی و ویژگی های زیستی انسان خلق کننده اثر هنری و مخاطب اثر هنری قابل سنجش ،درک و فهم است؟
به طور کلی از نگاه روانکاوانه به هنر می توان گفت :شعر – داستان – طنز یا هر اثر هنری از جمله نقاشی – مجسمه سازی و... به یک نوعی برخاسته از ویژگی ها و انرژی های درونی انسان است > انسان هنر مند الهام می گیرد و این الهام گرفتن یک منشا درونی دارد یعنی چیزی به نام نفس در درون هنرمند وجود دارد که این نفس می تواند از محیط ،متافیزیک ،طبیعت و دیگران چیز هایی را تحت عنوان الهام در یافت کند . از یک طرف در فرایند دریافت الهام یک سری ساز و کار های درونی اتفاق می افتد و از طرف دیگر خود اثر هنری به یک سری ابعاد روانکاوانه انسان بر می گردد یعنی نه تنها خود هنر مند دارای یک نفس الهام پذیری است بلکه محتوای اثر هنری نیز باز تاب یک مجموعه پدیده های هنری است ،زیرا اثر هنری برای انسان نوشته می شود و بر گرفته از ویژگی های انسانی است .بنابراین ابعاد فردی و روانکاوانه ما در نقد یک اثر هنری دخالت دارد . در نقد روانکاوانه از جمله می توان به بحث های فرویدیسم توجه کنیم ،اینکه چقدر غرائز و امیال ما در نقد اثر هنری دخالت دارند . مثلاً یک نگاه این است که هنر بر خاسته از غریزه ماست ،نگاه دیگر این است که هنر در نتیجه سرکوب شدن غرائز به صورت تخیل های زیبا شناسانه تصعید می شود یا اینکه هنر از جنس تخیل است و چون از جنس تخیل است بنابراین با ابعاد روانی ما خیلی سر و کار دارد . شناخت ساز و کار یا طرز عمل تخیل آدمی در حوزه هنر و میزان باز تابش و باز نمایی اش در خود آثار هنری ،یا اینکه به چه مقدار ویژگی های روانکاوانه ذهن جمعی جامعه هنرمند وارد اثر هنری می شود از جمله مباحثی است که در حوزه نقد روانکاوانه جای می گیرد . ما گاهی اوقات روانکاوی را در سطح فردی می بینیم ،و گاهی روانکاوی می تواند دارای ویژگی روانکاوی ذهن جمعی باشد . مثلاً ایرانی ها در دنیای امروز دارای یک سری ویژگی هایی هستند که آن ویژگی ها به صورت عام در تک تک ما مشترک است و ما به آن ویژگی های ذهن جمعی ایرانیان می گوییم و آن ویژگی ها در واقع بر تک تک ما قابل اطلاق است .
بحث جنسیت و روابط جنسی ،خوراک و اشکال گوناگون لذت ها ،غرائز و... می تواند در حوزه نقد روان کاوانه جای گیرد .
ما می توانیم یک نقد و شناخت تاریخی از اثر هنری نیز داشته باشیم . یعنی اینکه همه هنرها و آثار هنری در یک بستر اجتماعی ،اقتصادی ،سیاسی ، فرهنگی و... شکل می گیرد که این بستر در طول زمان یک فرایند تاریخی را طی می کند ،به این معنا که با تحول و تغییر تاریخی بستر ،سبک ها و محتواهای آثار هنری یعنی مضامین و فرم ها دستخوش دگرگونی هایی می شوند به همین دلیل وقتی که آثار هنری را به طور تار یخی مشاهده می کنیم ،می بینیم که یک فرایند و تحول تاریخی اتفاق افتاده است که هنر ها در آن بستر شکل گرفته اند . در یک نگاه دیگر می توان گفت : نه تنها تحول سبک های هنری در بستر تاریخی قابل مطالعه است بلکه در درون آثار هنری می توانیم ویژگی های تاریخی جوامع رانیز ببینیم . مقوله هنر و زمان بسیار به هم آمیخته هستند ،به طوری که بدون در نظر گرفتن عنصر زمان نمی توان به فهم درستی از اثر هنری دست یافت یعنی نه تنها در شرایط تولید و تکوین اثر هنری بلکه در شرایط درک وفهم اثر هنری نیز تاریخ دخالت دارد .
مثلاً قرائت هایی که از آثار شکسپیر وجود دارد نشان می دهد که فهم آثار شکسپیر در طی چهار صد سال گذشته در دوره های تاریخی مختلف به گونه های مختلف بوده است و 5 قرائت از آثار شکسپیر به وجود آمده است یا قرائت های تاریخی مختلفی که از آثار حافظ شده است نشان دهنده این است که در دوره های تاریخی مختلف دریافت ما از حافظ یکسان نیست . حافظ رند ، حافظ سیاسی متشرح ،حافظ ادیب و اهل ذوق و حافظ بی بند و بار لاقید و بی دین که هر چهار قرئت وجوددارد و انتخاب هر یک از این چهارقرائت به دوره های تاریخی مختلف بستگی دارد .
بنابراین ما می توانیم یک شناخت تاریخی از هنر داشته باشیم که خاستگاههای تاریخی هنر ،باز نمای تاریخ در هنر و خوانش های تاریخی از هنر و هنر ها را در آن می توانیم ببینیم .
ما می توانیم یک درک فلسفی از هنر نیز داشته باشیم . درک فلسفی یعنی اینکه فلسفه کلی ترین ادراک ما از هستی و وجود است ،فلسفه تلاشی است برای ادراک مفهومی عالم . اینکه عالم چیست ؟ ما دراین عالم کیستیم ؟و نسبت بین ما ،عالم و هستی چیست ؟و مقولات کلانی مثل زمان و مکان چیست ؟و اینکه هنر به مثابه یک مقوله فلسفی چیست /تلاش برای فهم چیستی و جوهر هنر از جمله مباحث مطرح شده در نگاههای فلسفی به هنر می باشد.
هنر به مثابه یک نوع معرفت ،ابزاری برای انسان بوده تا بین خود و هستی نسبت هایی را یر قرار کند و سبک ها و مضا مین هنری مختلف را در همین نگاه های فلسفی قرار می دهیم و از طریق آنها مکاتب و نحله های هنری را تجزیه و تحلیل می کنیم و پرسش های کلی در باره هنر و هنرمند مطرح می کنیم .
در واقع در نگاههای فلسفی خیلی نگاههای وجود شناسانه ای ،وجود دارد که به هستی و چیستی هنر می پردازد .
یکی دیگر از شیوه های نگریستن به هنر نگاه جامعه شناسانه به هنر است . منظور از نگاه جامعه شناسانه ،نگاه جامعه شناسی نیست بلکه نگریستن از منظر علوم اجتماعی است که جامعه شناسی ، اقتصاد ، حقوق ، مطالعات فرهنگی و ... را در بر می گیرد . نگاه جامعه شناسانه دارای بحث های مختلفی است یکی از بحث هایش در مورد خاستگاه اجتماعی هنر است ،یعنی تبیین های تاریخی – اجتماعی که از سبک ها و مضامین هنری وجود دارد و بحث دیگرش در مورد تبیین علی هنر هاست .
یعنی اینکه چه تحولی رخ داده که در یک دوره شعر فارسی ،مهم ترین قالب هنری در جامعه ایران بوده در حالی که امروزه این طور نیست. به طور تا ریخی اگر بررسی کنیم می بینیم در طی همین
40-30 سال اخیر شعر مهم ترین قالبی بوده است که انسان ایرانی به کمک آن می اندیشید و احساسات خود را بیان می کرد و شکل می داد و خواسته ها و نیاز های عقلی و احساسی خود را در قالب شعر می ریخت ،اما در حال حاضر شعر دیگر جایگاه تاریخی خود را ندارد و به جای آن نثر یعنی داستان و رمان و متن های رسانه ای مثل فیلمنامه و نمایشنامه اهمیت پیدا کرده است . بنابراین یک تحول تار یخی رخ داده که در نتیجه آن متن های بصری و تصویری جایگزین شعر که یک متن کلامی است شده است . اگر کلیت هنر را بررسی کنیم می بینیم به طور تاریخی ابتدا اسطوره در جامعه ما اهمیت داشته و بعد حماسه و بعد از آن سبک های روایی و تغزلی اهمیت پیدا کرده است یعنی اگر ایران باستان و قبل از اسلام را بررسی کنیم اسطوره هایی مثل گیل گمش را که صورت هنری دارد را می بینیم که ما ایرانیان به کمک آن می اندیشیم . بعد از اسلام ،حماسه سرایی که اوج آن در شاهنامه فردوسی تبلور پیدا کرده قالب هنری ماست به تدریج حماسه تنزل پیدا می کند و به جای آن تغزل اهمیت پیدا می کند که ابتدا در سبک خراسانی و بعد در سبک عراقی تبلور می یابد که اوج آن در شعر سعدی و حافظ است و شکل هنری تغزل در این دوره اهمیت دارد و بعد از این دوره است که شاهد هستیم یک شکل روایی که درقالب مثنوی ظاهر می شود و مولانا در اوج آن قرار می گیرد به وجود می آید ،هر چه به دوران معاصر نزدیک می شویم شعر تحول می یابد و شعر نو پدید می آید که بر یک نوع آزادی و رهایی از صنایع ادبی از جمله نداشتن قافیه و ردیف تاکید می کرد و به جای همه اینها یک نوع از گونه اجتماعی شعر متولد می شود که نه تغزل و نه روایت ،حماسه و اسطوره است بلکه معطوف به زندگی جمعی انسان هاست . بنا براین ما در حوزه هنر فرایند های تا ریخی را می بینیم که این هنر ها از لحاظ سبک و صورت تغییر کرده اند و برای فهم این تغییر در فرایند های تار یخی باید به سراغ خاستگاههای اجتماعی آنها رفت. در خاستگاههای اجتماعی هنر به صورت های هنر توجه داریم نه به محتوا در حالیکه در تبیین های علی هنرها ما به محتوا و مضامین هنری توجه داریم و اینکه چرا این مضامین و محتواها به وجود آمده اند . در تبیین ها ی علی هنرها ما یک نگاه همزمانی داریم .مسائلی از جمله فردیت ،زنان هیچ وقت در دوره های تاریخی مختلف مضمون هنر نبوده است در حالی که امروزه این مسائل از عمده ترین مسائل مطرح شده در هنر است و در این نوع موارد تبیین های علی هنرها کمک کننده است .
نگاههای هگلی به هنر اساساً معتقدند که جامعه با هنر کاری ندارد . رمانتیسم ها در هنر معتقدند : هنر محصول نبوغ و خلاقیت فردی است و جامعه با هنر کاری ندارد ودر مقابل مار کسیست هایی مثل لوسین گلد من ، لو کاچ و ... معتقدند : جامعه علت تامه تولید هنر است به این معنا که چگونه ارزش های کا پیتا لیستی در نظام سر مایه داری تولید هنر را سا مان می دهند و سبک های هنری را به وجود می آورند . مارکس شلر معتقد است : جامعه شرط تحقق هنر هاست اما علت تامه هنر ها نیست به این معنا که اگر بین یک صورت هنری به عنوان عامل ایده ای و یک وضعیت اجتماعی به عنوان عامل واقعی یک نوع همخوانی و ساز گاری به وجود آید در آن موقع یک شاهکار هنری شکل می گیرد .بنا بر این جامعه شرط لازم تحقق هنر هاست ولی شرط کافی نیست.،یعنی علاوه بر شرایط اجتماعی – اقتصادی خاص باید استعداد ،نبوغ و عامل ایده ای هم وجود داشته باشد . بنابراین از نگاه شلر در واقع یک تعامل و دیالکتیک بین جامعه وهنر وجود دارد و آن این است که هر دو بر هم تا ثیر می گذا رند ، اینگونه نیست که لزوماً اگر عامل ایده ای نباشد فقط وضعیت اقتصادی – سیاسی بتواند هنری را خلق کند و اینگونه هم نیست که اگر عامل ایده ای به تنهایی باشد ولی شرایط اجتماعی – اقتصادی نباشد استعدادهای درخشان بوجود بیایید و از نگاه شلر این دو لازم و ملزوم یکدیگر هستند .
البته جامعه شناسی هنر تنها منوط به توضیح خاستگاه اجتماعی و علیت اجتماعی هنر ها نیست بلکه با مسائل دیگری نیز سر وکار دارد که مهم ترین این مسائل عبارتند از :
1- کار کرد های اجتماعی هنر 2- شناخت اجتماعی هنر مندان به مثابه یک گروه اجتماعی 3- شناخت ماهیت اجتماعی سبک ها و صورت های هنری 4- شناخت نحوه در یافت و پذیرش اجتماعی هنر یا شیوه درک اجتماعی هنر 5- شناخت سازمان توزیع و اشاعه هنر ها .
موضوعات جامعه شناسی هنر عبارت است از :1- خاستگاه اجتماعی هنر 2- علیت اجتماعی هنر
همان طور که اشاره کردیم گونه های مختلف شناخت هنر به چهار دسته تقسیم می شوند :1- نگاه زیبا شناسانه 2- نگاه روانکاوانه 3- نگاه تاریخی 4- نگاه جامعه شناختی . در جامعه ایران به خصوص در میان عوام منظور از نقد هنری ،نقد زیبایی شناسی است و شناخت روانکاوانه نیز اندکی رواج دارد اما تحلیل های تاریخی و جامعه شناختی در مورد هنر خیلی کم رواج دارد .
دلایل کم توجهی به نقد های تار یخی و جامعه شناختی : 1- دانش وسیع می خواهد و تر کیبی از دانش های دیگر را می طلبد . 2- به لحاظ تاریخی نقد های زیبا شناسانه ،تاریخی ،فلسفی در حوزه هنر ها سابقه دیرینه تری دارند و نقد های جامعه شناسانه نسبتاً سابقه زیادی ندارند و تازه متولد شده اند بخصوص برای جامعه ما کمتر شنا خته شده هستند . به عبارت دیگر ،سنت نقد جامعه شناختی در حوزه هنر ها به طور کلی کهن سال نیست اما سنت نقد زیبا شناسی هنری کهن سال است و در بین مردم جا افتاده است .
چرا نقد ها ی جامعه شناختی هنر ها شناخته شده نیست ؟
1- سنت نقد جامعه شناسی هنر جوان است 2- کمبود متخصصین جامعه شناسی هنر 3- نقد ها ی جامعه شناسی هنر چون با قدرت و قدرت سیاسی در پیوند است و به شالوده شکنی روابط قدرت در هنر می پردازد ، در نتیجه سا ختار های بخصوص در جوامع کمتر دموکراتیک از نقد های جامعه شناسی هنر حمایت نمی کند ،به تعبیر دیگر یکی از کار کرد های جامعه شناسی هنر و ادبیات این است که نسبت های بین قدرت ،سیاست ،فرهنگ و جامعه با هنر و هنر ها را نشان می دهد و به شالوده شکنی روابط قدرت که در ماهیت هنر و هنر ها نهفته است می پر دازد . توسعه این نوع نقد نیاز مند آن است که جامعه پذیرای شالوده شکنی روابط قدرت در حوزه هنر باشد . از اینرو هر چه در جامعه ای فرایند های دمو کراسی رشد بیشتری یابد طبیعتاً سنت نقد جامعه شناسی هنر نیز در آن توسعه بیشتری پیدا می کند و بر عکس، هر چه جامعه ای فرایند های دموکراتیک شدن در آن کمتر توسعه پیدا کرده باشد جامعه شناسی و به طور خاص نقد جامعه شناسانه هنر کمتر در آن توسعه پیدا می کند . توسعه جامعه شناسی هنر نیاز مند بستر های سیاسی – اجتماعی خاصی است که آزادی بیان و استقلال هنر و استقلال دانشگاهی در آن توسعه یافته باشد در غیر این صورت جامعه شناسی هنر نمی تواند توسعه پیداکند .
4- غیر از عامل سیاسی ، توسعه جامعه شناسی هنر و ادبیات زمانی امکان پذیر است که هنر ها در جامعه جنبه همگانی پیدا کرده باشند و مشارکت همگانی در عرصه تولید و مصرف هنر به وجود آمده باشد و همه مردم به مثابه گروههای اجتماعی و توده هایی که تولید کنندگان و مصرف کنندگان هنر هستند در فعالیت های فر هنگی و هنری حضور داشته باشند در این شرایط است که نقد های جامعه شناسی هنر نیز اهمیت پیدا می کند چرا که در نقد های جامعه شناسی هنر و ادبیات تاکید عمده بر مردم است و باید یک نوع تقاضای اجتماعی برای هنر ها بوجود آید تا جامعه شنا سی هنر درک شود .
اتفاقاتی در جامعه ایران رخ داده است که تا حدودی زمینه را برای توسعه جامعه شناسی هنر و ادبیات فراهم کرده است :
1- این درس ابتدا نامش اجتماعیات در ادبیات فارسی بوده ،که بعد به جامعه شناسی در ادبیات تغییر کردکه در مورد ادبیات کلاسیک بحث می شد و بعد ها شورای عالی انقلاب فرهنگی در اواخر ریاست جمهوری آقای خاتمی تصویب کردند که نام این درس به جامعه شناسی هنر ها و ادبیات تغییر نام پیدا کند که این نشان می دهد تغییراتی در حوزه جامعه شناسی هنر ها و ادبیات اتفاق افتاده است .
2- کم کم این پذیرش در بین توده جامعه ایزان بوجود آمده است که غیر از ادبیات ، هنر های دیگری نیز مثل نقاشی ،سینما ،هنر های تجسمی و... نیز هنر هستند و هنر ها در حوزه های اجتماعی وسیاسی مشروعیت پیدا کرده اند .
3- تولیدات هنری و نماد ها و ایماژ ها و تصاویر به طور مترا کم و انبوه تولید شده است و ما دائما ًدر معرض هنر ها قرار داریم و حیات اجتماعی و هنر با هم در آمیخته اند . هم زندگی روز مره در آثار هنری باز نما پیدا کرده است و هم آثار هنری جزئی از زندگی روزمره شده است و در حال حاضر تجربه مردم در زندگی روز مره منعکس می شود نه تجربه نخبگان.
4- هنر ها مولد ثروت شده اند و اقتصاد فرهنگ و هنر بر اقتصاد مادی غلبه یافته است و در حال حاضر اقتصاد مادی به اقتصاد نمادین تحول یافته است . صنعت توریسم ، نرم افزارها ، موسیقی و.. در واقع دارای وجه نما دین هستند .در نتیجه دولت دیگر از هنر حمایت نمی کند بلکه اقتصاد هنر راه خود را پیدا کرده است .
5- علاوه بر این موارد ، سواد فرهنگی و سر مایه فرهنگی جامعه (اعم از سواد هنری ، اطلاعاتی و ...)رشد پیدا کرده است و جامعه ایران نیز مثل سایر جوامع تحت تاثیر پدیده هایی مثل جهانی شدن و ارتباطات قرار گرفته است .
دلایل نیاز به جامعه شناسی هنر ها و ادبیات :یک، به درک بهتر هنر ها برسیم . دو ،رابطه جامعه وهنر ها و پیوندهای آن را دریابیم . سه، بتوانیم به مثابه شهروند یا انسانی خلاق ،پویا ،فعال در جامعه و نظم اجتماعی جدید که جامعه ای مبتنی بر اقتصاد فرهنگ است بازیگر و نه تماشا چی و ناظر باشیم . چهار ،بتوانیم به کمک جامعه شناسی در فرایند توسعه فرهنگی مشارکت کنیم.
گزارش جلسه دوم کلاس جامعه شناسی هنرها و ادبیات
در جلسه دوم مقداری از وقت کلاس صرف توضیح وظایف و مسئولیت های دانشجویان شد،از جمله اینکه برای این درس هر کس باید یک وبلاگ شخصی داشته باشدو تا پایان ترم حداقل 16پست در حوزه جامعه شناسی هنر و ادبیات باید در وبلاگ هر یک از دانشجویان باشد و کار نظارت بر وبلاگ ها را آقای بساطیان و دانش پذیر عهده دار شدند و قرار شد یاداشت های جالب و قابل توجه توسط آقای بساطیان و دانش پذیر هر جلسه ارائه و گزارش داده شود. خانم بدیعی به عنوان مسئول نظارت بر سوژه های عکاسی بچه ها انتخاب شدند. این ترم قرار بر این گذاشته شد که بر خلاف ترم های گذشته عکس ها به صورت گروهی تهیه شود .
ویژ گی های سوژه عکاسی :1- حول و حوش یک سوژه واحد باشد . 2- سوژه انتخاب شده باید یک منطق نظی یا چالش عملی یا یک مسئله ای را در میان بگذارد . 3- فقط عکس گرفتن مبنا نیست باید یک مقاله تصویری نوشته شود و ایده های مربوط به آن موضوع را باید بتوان با استفاده از ایماژ ها و تصاویر ارائه کرد. 4- باید طوری عکاسی نمائید که عکس ها وقتی در کنار هم قرار می گیرند یک زاویه دید و دید گاهی از یک موضوع را ارائه نمایند . 5- عکس ها باید ابعاد اجتماعی – سیاسی – اقتصادی موضوع شما را بیان نمایند . 6- هر عکسی باید یک پی نوشت داشته باشد و در ساختار عکس ها باید از برنامه power point استفاده شود .
پیر بوردیو معتقد بود : هر واقعیت اجتماعی social factاگر درست نگریسته و فهمیده شود پنجره ای به سوی جهان و کل جامعه است.اگر کسی بینش و تحلیل جامعه شناسانه و قدرت دیدن و تحلیل کردن داشته باشد همه این موارد پنجره ای به ساخت اجتماعی و نظام اجتماعی است. همه سوژه های عکاسی پنجرهایی به سوی کل واقعیت وروابط اجتماعی است. و شیوه دیدن در سوژه عکاسی خیلی مهم است .استاد برای موضوع تهیه عکس های گروهی سوژه هدیه را پیشنهاددادند و برای این سوژه دلایلی را ذکر کردند از جمله :1- شاید از طریق هدیه را حت تر بتوان به عمق برخی از تحولات فرهنگی مدرن امروزی جامعه دست یافت و راحت تر هم بتوان به آن عینیت بخشید . 2- تجربه عمومی تمام افراد جامعه است . 3- همه جا قابل دسترس است . 4- دارای تنوع کافی است . اهمیت هدیه از نظر استاد فاضلی این است که اولا هدیه جای خون را می گیرد . ثانیا نظام پیشامدرن بر خانواده و خویشاوندی استوار بود و خون و تبار و اصل ونسب پیوند های اجتماعی را ایجاد می کرد در حالی که در جامعه جدید هدیه جای خون را گرفته و دوستی جای خویشاوندی و خانواده را می گیرد . رابطه ها دو سطح دارد : رابطه های دو جنس و پیوندهای زناشوییجنسی و...و در سطح دیگر انواع شبکه های دوستی مثل دوستی همکاران – همکلاسی ها – همبازی ها – و گروههای ورزشی مختلف – دوستی هم محله ای ها ... وجود دارد . به عنوان مثال دوستی های همکلاسی و شبکه های دوستی از تحولات مدرن است که در گذشته وجود نداشته است . امری که دوستی را عینیت می بخشد هدیه است همان گونه که در گذشته خون و اص ل و نسب ،خویشاوندی را عینیت می بخشید . به عنوان مثال عمو زاده ها – دایی زاده ها – خواهر زاده ها – برادر زاده ها ...توسط خون به هم متصل می شدند. در حال حاضر هدیه جای خون را گرفته است ،مثلا در اقتصاد صنعت هدیه را داریم . تحول هدیه از کالا های مصرفی به کالا های نمادین تحول مهم است . در گذشته کالای نمادین هدیه ای وجود نداشت . انواع اشیائ نمادین – کارت پستال ها – سوغات ها تحولات جدیدی اند که در گذشته وجود نداشته است. به عنوان مثال در گذشته در کشور ما سوغات یزد ، شیرینی یزدی بود یا سوغات تهران لباس هایش بود اما در ساخت امروزی ، اشیائ نمادین جایگزین این سوغات ها و اشیاشدند که مصرف ندارند و ارزش هدیه خوب در ساختن یک وجه نمادین است . مثلا گل هیچ مصرفی ندارد تنها رابطه بین دو نفر را عینیت می بخشد و یا درگذ شته اگر فردی می خواست برای کسی هدیه ای را بخرد با توجه به نیاز فرد مقابل هدیه ای را برای او در نظر می گرفت، در حالی که امروزه عکس این قضیه را می بینیم و در دادن هدیه به نیازهای مصرفی فرد مقابل توجهی ندارند مگر اینکه از جنس تزئینی باشد . امروزه مارک ها و علامت ها برای نمادینه کردن خیلی مهم اند . مثل مارک های مختلف عطرو امروزه رقابت بر سر مارک ها می باشد. هدیه یک حسن دارد و آن این است که هدیه بنیادی ترین ارزش های مذهبی و سنتی جامعه ایران را به چالش می کشد و جنبه انتقادی دارد،زیرا هدیه رابطه دوستی را ایجاد می کند و هدیه رقیب خانواده و خویشاوندی است . هدیه به حوزه شخصی افراد خیلی مرتبط است ولی در عین حال گستردگی دارد . به طور خلاصه می توان گفت :تفکر سنتی هدیه معتقد بودکه هدیه باید به نیاز زیستی و حیاتی انسان پاسخ دهد ولی تفکر امروزی هدیه معتقداست که باید چیزی را هدیه بدهی که به نیاز زیستی و حیاتی انسان پاسخ ندهد و تنها ماندگار باشد.
هدیه ویژگی ها و کارکردهای دیگری نیز دارد از جمله اینکه با عمیق ترین لایه های روان کاوی ذهن ما و نظام اقتصاد ارتباط داردو مردم معمولاًکالا هایی را می خرند که مصرفی نباشد. علی رغم پیشنهاد سوژه هدیه از جانب استاد فاضلی با نظر اکثریت دانشجویان کلاس ،سوژه دیوار نگاره ها و دیوار نوشته ها برای گرفتن عکس انتخاب شد . از جمله دلایلی که برای انتخاب این سوژه ارائه شد عبارت بود از :1- دیوار نگاره ها بخشی از آثاری است که انسان می تواند از خود بر جای بگذارد .2- دیوار نگاره ها هم به طبقات اجتماعی بر می گردد و هم اینکه تنها حیطه سیاسی ندارد بلکه دارای ابعاد مختلفی است که به تئوری و دیدگاه ،تحلیل محتوا نیاز دارد . 3- هیچ کشوری به اندازه ایران دارای دیوار نگاره نیست. 4- دیوار نگاره ها نوعی مقاومت مردم در برابر حکومت نیز هست .
معرفی چند کتاب :1- کتاب جامعه شناسی هنرها وادبیات تالیف دکتر فاضلی که نگاه جامعه شناسانه به هنر ها و ادبیات دارد .که توسط نشر ثالث قرار است چاپ شود.
2- کتاب نظریه های جامعه شناسی هنر و ادبیات ،تالیف اعظم راود راد،انتشارات دانشگاه تهران . کتاب درسی است و سعی شده به زبان ساده دیدگاههای جامعه شناسی هنر و ادبیات را توضیح دهد و از لحاظ آموزشی کتابی بهتر از این کتاب وجود ندارد.
3- کتاب جامعه شناسی هنر تالیف دکتر منو چهر آریان پورکه از نادره های بزرگ جامعه شناسی هنر و ادبیات ایران است که مرحوم شده اند و از بنیان گذاران جامعه شناسی در ایران هستند . کتاب ایشان تحت عنوان جامعه شناسی هنر با ویرایش عالی چاپ مجدد شده است . بخش هایی از آن به زبان های مختلف ترجمه شده است و نگاه او به جامعه شناسی و هنر یک نگاه به جامعه شناسی وهنر در میان نگاه های مختلف است و این کتاب هنر را به طور کلی توضیح می دهد . آریان پور اندیشمند مار کسیست بود ولی این کتاب ، کتاب اصیلی است که یک ایرانی نوشته است . کتاب نسبتاً ساده و واقعا ًیک بینش روان شناسانه می دهد . نگاه او به جامعه شناسی هنر و ادبیات خیلی عریانی تر است و تبیین طبقاتی هنر هاست .
4- کتاب جامعه شناسی ادبیات نوشته روبرت اسکار پیت تر جمه دکتر مرتضی فتوحی استاد دانشگاه تهران انتشارات سمت . این کتاب ،کتابی است که به جنبه های مهم تاریخی جامعه شناسی ادبیات جهان می پردازد و یک نگرش پوزیتیویستی خاص به ادبیات وهنر دارد و این کتاب به اصطلاح یک شیوه تحلیل و تبیین کمی است بخصوص تبیین مثلاً صنعت نشر و کتب های ادبی ،و این کتاب یک نحله در جامعه شناسی ادبیات است.
5-آراءلوسین گلد من و لو کاچ که از بنیان گذاران جامعه شناسی ادبیات هستند که توسط مرحوم جعفر پوینده ترجمه شده است و مر حوم جعفر پوینده کسی بود که جامعه شناسی ادبیات وهنر را در ایران زمین گسترش داد . برای فهم کار های لو کاچ باید فلسفه و جامعه شناسی را دانست و بعد رمان را باید شناخت . مشکلات جامعه شناسی هنر و ادبیات را باید از کسانی پرسید که فلسفه ،جامعه شناسی وهنر ها و ادبیات را بدانند .
6- کتاب واقعیت اجتماعی جهان داستان تالیف دکتر جمشید مصباح پور ایرانیان ،استاد دانشگاه تهران . دکتر جمشید مصباح پور ایرانیان تنها این یک کتاب را نوشته است ولی به عنوان یک تحلیل گر درجه یک تنها همین کتاب کفایت می کند . کتاب در واقع یک نمونه بی نظیر از تحلیل جامعه شناختی ادبیات است که کار های محمد حجازی ، جلال آل احمد ، هدایت را تجزیه و تحلیل جامعه شناسانه کرده است . یک مقدمه ای در مورد اهمیت این کتاب توسط پیر آن سارد نوشته شده است و دکتر جمشید مصباح پور بر مبنای روش ساخت گرایی گلد من کار کرده است .
7- کتاب هایی تحت عنوان چرندیات که در حوزه ادبیات تعداد آنها زیاد است . وقتی این نوع کتاب ها خوانده می شود یک ایده خاصی ارائه نمی کنند مثل اجتماعیات در شعر سعدی ،اجتماعیات در دیوان حافظ ،مسائل اجتماعی در مثنوی مولوی ....
8- کتاب جامعه شناسی و ادبیات نوشته علی اکبر ترابی که از مار کسیست های جامعه شناسی است . این کتاب در مورد شعر نو است و علاوه بر آن دو کتاب دیگر نیز توسط علی اکبر ترابی نوشته شده است و موضوع یکی از این دو کتاب در مورد شهریار و فردوسی است .
بحث جامعه شناسی هنر و ادبیات پیچیده است و به خاطر این پیچیدگی کمتر بحث نظری می شود .
توضیحاتی در مورد نقد یک اثر هنری :ما دائماً در معرض هنر ها قرار داریم مثل ماهواره ،ٍسریال های تلویزیونی ،سینما ،موسیقی ،کتاب...بنابراین ماهمه مصرف کننده نمادها و ایماژها شده ایم .
هدف از نقد این است که ما نسبت به تجربه مصرف هنر خود آگاهی پیدا کنیم . انتظار استاد فاضلی از نقدیک اثر هنری این است که هر یک از دانشجویان یکی از تجربه های خودشان را در مواجه با هنر تجزیه و تحلیل و ثبت کنند و برای این امر باید به شیوه های مختلف نقد وقوف و آگاهی داشته باشیم . نقد می تواند یک برنامه رادیویی ، فیلم سینمایی ،رمان یا سریال ...باشد. نقد باید یک نوشته تحلیلی و جامعه شناسانه باشد.
گزارش جلسه اول جامعه شناسی ادبیات و هنر
جلسه اول کلاس جامعه شناسی در ادبیات برای بچه ها با
ترس و هراس و اندکی دلشوره همراه بود اما برای من که با استاد فاضلی مردم شناسی
فرهنگی را گذرانده بودم دیگر ترس و واهمه ای وجود نداشت. جلسه اول با جمله ای از
استوارت میل شروع شد :
اسب را می توان به زور سر چشمه برد ولی نمی توان به
زور وادار به آب خوردن کرد . در مورد انسان ها نیز همین طور است . تا ما خودمان
نخواهیم نمی توانیم از جهل رهایی یابیم. به قول یکی از صاحبنظران شیرین ترین چیز
برای بشر جهل و تلخ ترین چیز برای بشر نادانی است.
محیط کلاسمان مثل کلاس مردم شناسی فرهنگی ترم قبل
کوچک بود و باز هم مثل جلسه اول کلاس مردم شناسی فرهنگی استاد سخنران بود و ما
شنونده. فرق کلاس استاد فاضلی با کلاس های دیگر در 2موضوع است :
1- ترکیب جدیدی از دانشجویان رشته های مختلف است. 2-
ترکیب جدیدی از دنیای مجازی و واقعی است.
کلاس استاد فاضلی بیشتر جنبه عملی دارد. استاد ضمن
اینکه از تک تک دانشجویان نظراتشان را در مورد کلاس
و خودشان جویا می شدند و وظایف ما را نیز گوشزد می
کردند. مثل کامنت گذاشتن ،تحقیق ،لینک،نقد کتاب…
در مورد تعریف کلاس و واحد درسی صحبت شد. اینکه کلاس
آن فضای آموزشی و اجتماعی است که در آن قرار می گیریم. در مورد پیشرفت جامعه شناسی
ادبیات و هنر در ده سال گذشته در ایران صحبت شد و اینکه در محیط مجازی افراد می
توانند به هم پیوند بخورند. روال کلاس همکاری به صورت گروهی است . بر خلاف ترم های
قبل که هر کس به صورت فردی تعدادی عکس تهیه می کرد قرار شد در این ترم تمام
دانشجویان بر روی یک سوژه واحد کار کنند . در مورد فواید و ویژگی های سوژه های
عکاسی صحبت شد از جمله :1- رسیدن به یک زاویه دید 2- سوژه باید مورد علاقه عموم باشد
.3- دارای اهمیت سیاسی ،اجتماعی و اقتصادی باشد. 4- قابلیت اجرا داشته باشد.
ارائه برداشت از جزئیات فیلم تهیه شده توسط دکتر محمد رضا سر کار آرانی
برای انسان شناس شدن باید چشم های تیز داشت نه سبیل های تیز .
· مقدمه : ضمانت واقعی برای فرد و فرهنگ ، فشار هنجاری است . در دنیای امروز 2اتفاق مهم افتاده است : 1- رو یکرد فرهنگی به همه چیز مثل فرهنگ جوانان –فرهنگ رانندگی 2- مردم نگاری به مثابه روش و بینش . فهم فرهنگ یعنی فهم معنا . معنا را تا با کسانی که با این معنا زندگی می کنند و درست می کنند رو به رو نشوید نمی توانید در ک کنید . در ژاپن کلاس درس به وسیله بچه های ژاپنی به صورت گروهی اداره می شود .کلاس آرام و ساکت نیست . هر کس کاری می کند و دیوار های کلاس فوق العاده شلوغ است و نحوه استفاده از فضا به صورت فرهنگ در آمده است .کارنامه وجود ندارد و وقتی | مادر به مدرسه مراجعه می کند نمی پرسد بچه من درسش چطور است می گوید امکان آن چیست ؟ یعنی این امکان وجود دارد بچه من موسیقی دان –فیزیک دان –و…. شود . جنس تعلیم و تربیت از جنس زیست است .در گیری افراد در تعاملات کلاس در یادگیری درس بسیار مفید است . و نوع پوشش و لوازم مدرسه با بیرون متفاوت است مثل کفش مدرسه و بیرون مدر سه . و اظهار نظر در کلاس درس برای دانش آموزان ژاپنی آزاد است مثلاً دانش آموز به معلم می گوید امروز کلاس درس شما خوب نبود . به قول استاد فاضلی چیزی که در اتنو گرافی مهم است عمق است نه سطح . ما معمولاً فرهنگ را در جامعه خودمان فرهنگ آرمانی می گوییم که خیالی است و آن زمانی که می گوییم فرهنگ منظورفرهنگ واقعی است که مردم به آن عمل می کنند نه آن چیزی که خیالی است . 3نکته مهم اشاره شده در فیلم فرهنگ آموزش در ژاپن از نظر من :1- ساختار کلاس چگونه است ؟ 2- سازمان مدرسه و الگوهای مشارکت در کلاس چگونه است ؟3- رابطه معلم و شاگرد چگونه است ؟من هم با این سخن استاد موافقم که باید بین آرمان ها و واقعیت ها یک نوع تناسب باشد و به نظر من اگر تناسبی نباشد نتیجه آن نابودی جامعه است . آموزش نیز نوعی تمرین است که در جامعه ما کمتر به آن توجه می شود. فرهنگ ژاپنی سوال برای فرد ایجاد می کند و فرد را وادار به تفکر می کند در حالی که از نظر من فرهنگ ایرانی فکر کردن –ایده دادن و اظهار نظر را از فرد می گیرد و به جای اینکه فرد را تشویق کند او را سرکوب می کند .
گزارش جلسه 12
جلسه دوازدهم که آخرین جلسه کلاس مردم شناسی فرهنگی بود بیا این جمله زیبا آغاز شد : تغییر و تحول و اصلاح چیزی نیست جز اینکه هر کس تغییر را در خود شروع کند و مصداق این جمله نیز در قرآن آمده است ، ما هیچ قومی را تغییر ندادیم مگر آنکه خود آن قوم بخواهد .در این جلسه عکس های َتهیه شده توسط بچه های کلاس به نمایش در آمد که به نظر من تمام عکس ها قشنگ و زیبا و در عین حال حاوی یک پیام خاص بودند و از بین عکس های نمایش داده شده چند نمونه از عکس ها برایم جا لب بود و باعث شد من جرات نقد کردن را پیدا کنم نه به خاطر اینکه عکس هایشان نقص داشت بلکه به نظر من اگر به این نکات کمی توجه می شد عکس ها زیبا تر از آنچه بودند به نمایش در می آمدند و در بین عکس ها اگر بخواهیم قضاوت منصفانه داشته باشیم عکس های آقای مولایی زیبا و جالب بودند که شاید یکی از دلایل آن علاوه بر توانایی و استعداد ا یشان در عکاسی این باشد که آقای مولایی رشته تحصیلی شا ن با عکاسی نیز مرتبط است .و به نظر من استاد نباید از ما عکاسان مبتدی همان انتظاری را داشته باشند که از آقای مولایی دارند . عکس های آقای شکاری نیز در مورد عروسی ترکمن ها برایم جالب بود . نکته جالب در عکس های آقای شکاری که به نظر من به چشم می خورد این بود که مرد سالاری در تمام عکس های ایشان به چشم می خورد و اینکه سلطه مردان به زنان ترکمن بیشتر است . استفاده از آرد و روغن به جای حنا در کف دست عروس و همچنین استفاده از 2 ماشین برای بردن عروس و داماد نیز برایم جالب بود . عکس های خانم او جا قلو در مورد نقش برجسته های ایستگاه ها ی مختلف مترو نیز برایم جالب بود اما یک نکته ای که به آن کمتر توجه کرده بودند این بود که به معماری هر ایستگاه و محل چندان توجه نکرده بود و نام هر ایستگاهی را که از آن عکس تهیه کرده بود را مشخص نکرده بود .جلسه آخر کلاس مردم شناسی فرهنگی خیلی شیرین و فراموش نکردنی برای من بود بخصوص خاطرات استاد در مورد عروسی پدر و مادرش و دوستانش ... خیلی بیش از اندازه مرا شیفته شخصیت ایشان کرد و اینها همه حکایت از سادگی و صمیمیت یک استاد با دانشجویانش داشت .
کاش می شد اشک را تهدید کرد فرصت لبخند را تمدید کرد
کاش می شد از میان لحظه ها لحظه دیدار را نزدیک کرد
گزارش جلسه یازدهم
جلسه یازدهم با توضیحاتی در مورد نسبیت گرایی انسان شناسی و خاصیت علم آغاز شد :
انسان شناسی می آموزد در مورد سنت – مذهب – خانواده باید انتقادی برخورد کرد . سی رایت میلز در کتاب نقدی بر بینش جامعه شناسی می گوید : جامعه شناسی مبتذل ترین قسمت ها یش همان چیزهایی است که ظاهرا ًبه دردمی خورد و بهترین قسمت هایش همان چیزهایی است که ظاهراً به درد نمی خورد .علم باید تجریدی باشد به طوری که مردم نفهمند چون چیزی که مردم می فهمند جهل است چون باید یک مقداری جلوتر از لایه های زمان باشد . و در مورد هدف درس صحبت شد و اینکه هدف درس دادن علم آموزی است . اغلب کتاب های کلاسیک طوری اند که شارحان آن به گونه ای می نویسد که ما بفهمیم .کتاب خشم و هیاهوی فاکنر یک رمان است که داستان های آن تو در تو است ولی نقد های لو کاچ در این کتاب جالب بود . در هنر هدف ارتباط بر قرار کرد ن با مخاطب است ولی هنر اصیل قابل فهم نیست .نسبی گرایی یک معنای روش شناسی – اخلاقی و معرفت شناختی دارد . در معنای روش شناختی : در شناخت یک فرهنگ باید از در یچه خود فرهنگ به آن نگاه کرد یعنی نگاه درونی. مثلاً برای مطالعه ده باید منحصر بودن آن ده را در نظر بگیرید تا از این طریق به آداب و رسوم و عادات و ......آن ده پی ببرید . تکامل گرایان نسبی گرا نیستند . نسبیت گرایی را بواس وشاگردانش ایجاد کردند و هر فرهنگی برای خود از لحاظ تحول –تکامل –و پیدایش یک سری ساز و کار دارد ،انسان شناسان با این مورد خیلی سر و کار دارند . نسبی گرایی اخلاقی : هیچ اصول عام مطلق اخلاقی وجودندارد ولی انسان شناسان به این امر معتقد نیستند . مثلاً دروغ گویی به این دلیل که اخلاقی است بد نیست به این دلیل که حقیقت را وارونه می کند بد است و اخلاق مقدم بر دین است مثلاً به حقوق دیگران نباید تجاوز کرد این یک امر عقلایی است نه اخلاقی . نسبیت گرایی دیگری نیز وجود دارد که می گوید ما باید به فرهنگها احترام بگذاریم .همه مطالعات فرهنگی برای انجام قضاوت های ارزشی نیست.
نقد کتاب جشن نوزایی آفرینش نوشته علی بلوکباشی
هیچ وقت حتی فکرش رو هم نمی کردم که بخوام یا بتونم یه کتاب رو نقد کنم . کتاب های زیادی خوندم اما هیچ کدوم رو با دید نقادانه بهشون نگاه نکرده بودم و نخونده بودم همیشه هر کتابی رو که می خوندم فقط از این جهت که نویسنده زحمت زیادی برای نوشتنش کشیده تحسین می کردم و نکات مثبت و منفی یک کتاب رو ارز یابی نمی کردم بهتر بگم اصلا خودم رو در این حد و اندازه نمی دیدم که یه کتاب رو نقد کنم . منو چه به این کارا . وقتی تو کلاس مردم شناسی دکتر فرهادی ،استاد با حالت غمگینی به ما دانشجو ها گفتند که برای نوشتن کتاب چقدر زحمت باید کشید و به مزاح یا شاید هم کاملا جدی گفتند که کتاب نوشتن از بزرگ کردن بچه تا سنی که بتونه ازدواج کنه و باید براش جهاز درست کنی ،سخت تره،.دیگه واقعا دلم برای نویسنده ها سوخت واز منتقدین بیشتر بدم اومد. حالا می بینم منم بایه توفیق اجباری روبروشدم که اگر به خاطر درس و واحد دانشگاهیم نبود تا آخر عمر هیچ کتابی رو زیر تیغ برنده نقد نمی بردم . من احساس می کنم جامعه ما گوش نا شنوایی برای نقد کردن ونقد شنیدن دارد ، درست مثل فریادی در مسگر آباده که به هیچ جا نمی رسه . به خاطر همین از نقد و انتقاد و منتقد و....اصلا خوشم نمی آد ، هرچی باشه منم عضوی از این جامعه ام و ویژگی های جامعه امویدک می کشم.به خودم دلداری می دادم که عیبی نداره ، به هیچ کجای عالم بر نمی خوره که یکی مثل تو با علم نداشته کتاب یه بنده خدا رو به اصطلاح خودت نقد کنه . باز به خودم می گفتم این نقد رو که هیچ وقت نویسنده کتاب نمی خونه پس خیالت راحت . "حریف در میدان نیست"و همین یه کم خیالم رو راحت کرد.پیش خودم فکر کردم از مجموع این دو تا کلاس که شاید حدودا30-20تا نقد کتاب با عنوان های مختلف و بعضا تکراری ،بدست اومده،اگه قرار بود استاد یکی از این نقد ها رو به صورت قرعه کشی به نویسنده کتاب مورد نظر ارائه بده اونوقت باز هم امثال من آنقدر راحت و از سر بی احتیاطی دست به قلم می شدند و هر چه دل تنگشان می خواست می گفتند و می نوشتن ؟من که فکر نمی کنم . یه بار دیگه به خودم دلداری دادم که این کار –نقد –یه تمرینی که استاد به ما داده تا همیشه از کنار هر کتابی که می خونیم به راحتی عبور نکنیم،بدون کند و کاو و ارزیابی . هر چند این کند و کاو بعضی مواقع فقط به درد خودمون می خوره و شاید هم به درد خودمون هم نخوره. به هر حال با تمام این حرفا من هم جانب احتیاط رو رعایت نکردم و خواسته و نا خواسته کتابی رو نقد کردم به نام جشن نوزایی آفرینش که نویسنده اون علی بلوکباشی است این کتاب در سال 1380منتشر شده به نظر من مهم ترین مسئله ای که دراین کتاب مورد توجه
نویسنده و مخاطب قرار می گیره مقایسه اجمالی رسوم مربوط به روزهای آخر سال و نوروز و اوایل بهار است در دو زمان گذشته و حال و این مسئله که آداب و سنن قبلی ما که کم کم به فراموشی سپرده می شوند و بخشی از آن به کلی فراموش شده اند از جمله آنها مراسم مربوط به آیین چهار شنبه سوری مثل مراسم قاشق زنی ،بخت گشایی،کوزه شکنی ،چهار شنبه خاتون و ...یا رسم آب پاشی که طبق سخن نویسنده از رسوم کهن ایرانیان بوده که در آن افراد اواخر سال در روز مشخصی به یکدیگر آب می پاشیدند و آب تنی می کردند و معتقد بودند که با این عمل آلودگی های تن افراد بر طرف می شود . اما آیین هایی نیز هستند که از گذشته تا به امروز هر چند با تفاوت بسیار باقی ماندند از جمله چیدن سفره هفت سین .هر چند که چیدن سفره هفت سین بنا به مقتضیات اجتماعی ،فرهنگی و اقلیمی در نواحی مختلف ایران فرق می کند و همچنین نویسنده در مورد اینکه هر کدام از خوراکی ها و وسایل سفره هفت سین در فرهنگ ایرانی نماد چیست و چه معنا و مفهومی دارد صحبت کرده است که این وجه اشتراک بین دوران گذسته ومدرن است اما به این امر اشاره نکرده است که امروزه سفره هفت سین مفهوم سنتی خود را به دلیل گرایش مردم به مصرف گرایی از دست داده است و سفره هفت سین و مخلفات آن مثل آجیل و شیرینی و ...تنها وسیله ای برای چشم و هم چشمی شده است .و دید و بازدید های نوروز بر خلاف گذشته که برای صمیمیت و نزدیکی خویشان وهمسایگان و دوستان به یکدیگر بوده است امروزه جنبه تشریفاتی پیدا کرده است . نویسنده کتاب خیلی زیاد به افسانه ها و اسطوره ها پرداخته است که به نظر من بیشتر آنها دارای اغراق است مثل اسطوره عمو نوروز و اینکه روزی که عمو نوروز و عجوزه خانم به هم برسنددنیا به آخر می رسد .و نکته بسیار جالب برای من در این کتاب که بسیار تعجب انگیز هم بود همین موضوع مربوط به عجوزه خانم بود که تا حالا نشنیده بودم که در کتاب گفته شده بود که هر سال که عمو نوروز میآید و عجوزه خانم قبل از بهار کار های مربوط به عید را انجام می دهد و منتظر آمدن عمو نوروز می شود ،قلیان چاق می کند روی تختی می نشیند اما کم کم خوابش می برد و عمو نوروز می آید در حالی که او خوا بیده است به قلیانش پکی می زند و می رود و بعد عجوزه خانم بیدار می شود و می فهمد که عمو نوروز آمده و رفته است و او خواب مانده است و نمی تواند خودش را به آب بزند چون در این صورت باران می آید و نه به خاک چون در این صورت گرد و غبار بلند می شود .نویسنده در مورد چگونگی برگزاری تحویل سال در بین توده مردم در دوران گذشته سخنی نگفته است و تنها در مورد چگونگی برگزاری تحویل سال در دربار پادشاهان از جمله پادشاهان ساسانی و همچنین در مورد لحظات و آداب و رسوم تحویل سال در جامعه امروزی مکرراسخن گفته است. نکته مثبت این کتاب این است که نویسنده به ریشه یابی هر رفتار اجتماعی و فرهنگی و به چگونه پدید آمدن نوروز و چگونه بودن آیین ها و رسم های نوروز و چگونگی بر گزاری جشن های نوروزی د ر گذشته و روند استمرار آن در تاریخ پرداخته است. علاوه بر این نویسنده به حق در مورد رسم هدیه دادن و هدیه گرفتن در نوروز که از گذشته تا به امروز همچنان پا لر جا مانده و اینکه امروز هدیه دادن و هدیه گرفتن درایام نوروز رواج بیشتری گرفته است صحبت کرده و نوع هدیه ها و عیدی ها را که در گذشته خیلی ساده بود مثل گرفتن تخم مرغ رنگ شده را با امروز به شیوه زیبا مقایسه کرده است ولی در مورد خاستگاه جشن 13فروردین نقل قول های متناقضی را ذکر می کند که به نظر من نحس بودن عدد 13 یا 13 به در یک امر خرافی می باشد وروز 13 به در برای این است که ما انسان ها بعد از یک سال کار و کو شش حداقل برای یک روز با طبیعت و خانواده خود باشیم و از زیباییهای طبیعت و مصاحبت با دیگران لذت ببریم.این کتاب در مورد خاستگاه و پیشینه نوروز بحث نمو ده است کتابی است با لحن ساده و متن امروزی .مخاطبان اغلب عامه هستند یعنی کتاب نیاز به تحصیلات خاصی ندارد علاوه بر خواص عوام هم می توانند از کتاب و متن آن بهره ببرند . درمورد وجه تسمیه نوروز نام برده است که در زمان های بسیار دور که تقویم به شیوه امروزی شکل نپذ یرفته بود و توالی روز و شب و فصل ها به صورت امروز مشخص نبوده است یک روز خاص که معمولا اولین روز از فصل بهار بودوشیوه زندگی و آداب و رسوم نو و جدید می شد نوروز می نامیدند در این روز پادشاه- که در زمان جمشید نوروز باستانی بوجود آمد – به همه مردم بار و اجازه ورود به بارگاه را می داد و هدایایی هم به همین مناسبت به مردم تقدیم می کرد . در ایام قدیم نوروز را خوش یمن می دانستند و به بهترین نحوآن را گرامی می دانستند و سعی می کردند از تمام بدی ها و پلیدی ها دور باشند و علاوه بر ظاهر باطن و سرشت خود را هم نو و تازه می کردند اما در روزگار مدرن به نظر من فقط ظاهر ها نو می شود مردم به ظاهر خود و منازل شان می رسند و آن را نو و تمیز و پاک می کنند ولی کمتر و یا درمواقعی اصلا به باطن و سرشت خود نمی رسند و از پلیدی ها و بدی ها پاک نمی شوند . زندگی امروز ما آنقدر ماشینی و صنعتی شده که کمتر از سنت ها یاد می شود . در قدیم چهار شنبه سوری که آخرین چهار شنبه سال است را با چند بته و تخته برگزار می کردند و آتش کو چکی در ست می کردند و در ضمن خواندن اشعاری زیبا از این سنت که بدی ها را می سو زاندند و غم و غصه ها را با آمدن سالی جدید به دست آتش می سپردند و از گرمی و حرارت آتش برای گرمی روابط بهره می بردند. اما امروزه در شب چهار شنبه سوری ما با مرگ نوجوانان وجوانان وخطرات بسیاری مواجه هستیم.
طبق برداشت های نویسنده کتاب در صدد بوده است تا آیین و سنن باستانی را مورد توجه قرار دهد و نکته حائز اهمیت اینکه این آیین را به جهت اسطوره ای –نوروز –را به جمشید انتساب می دهند من با خواندن این کتاب این تلقی و برداشت را کردم که جمشید جم بنیان گذار این رسم بوده است .
با توجه به اینکه کتاب مذ کور از مجموعه کتاب های از ایران چه می دانم هست نویسنده تا حدودی رسالت خود را در رابطه با شناخت حد اقل بخش کو چکی از فر هنگ غنی و با ارزش ایران به انجام برساند و هدف اگر شناسایی آداب و رسوم مربو ط به نوروز بوده ،. برای خواننده کم حوصله حق مطلب ادا شده اما روی سخن با پزو هشگر جستجو گر و کنجکاو نخواهد بود و او را سیراب نخواهد کرد . از جله نقاط ضعف کتاب در این است که به برخی از استان ها و شهر ستانها در رابطه با آیین ور سوم مربوط به آخر سال و سال جد ید توجه بیشتری کرده و از استان های مختلف شاهد مثال نیاورده است مثل قم، یزد و.... از این جهت برای خواننده ممکن است این ابهام ایجاد شود که آیا شهر ستانهایی که در کتاب از آنها یاد نشده است آیین به خصوصی در رابطه با نوروز ندارند یا حتی توجهی به نوروز و ایام پایانی سال نداشته اند و برایشان روز های آخر سال و اوایل سال جدید تفاوتی با سایر روز ها ندارد؟ نویسنده به این ابهام پاسخی نداده است بلکه خود در این زمینه خواننده را با ابهام روبرو می سازد .نکته دیگر در رابطه با نقل قول ها ی مستقیم در کتاب است که این نقل قول ها بسیار زیاد است و از آَنجایی که اکثر آنها مربوط به متون قدیمی و کهن هستند فهم و درک آنها تا حدی برای خواننده مشکل وثقیل به نظر می رسد . برخی از واژه ها نیاز به توضیح داشته که در پی نوشت هیچ اشاره ای به آنها نشده است ازجمله "هاکوت کو "" چنجیل" "چوخه" "و غ وغ صاحاب" و.......
اما نکته جالب توجه در رابطه با منبع شناسی کتاب مذ کور است که حاکی از فراوانی منابع مورد استفاده است ، که نشان می دهد در رابطه با نوروز کتاب های متعددی داریم که نویسنده از آنها استفاده کرده است که البته این منابع فقط مورد استفاده نویسنده بوده است و چه بسا کتاب های بسیار زیادتر باشند که نویسنده از آنها استفاده نکرده است.
کتاب از این جهت که دارای تصاویر و عکس های زیبا ست ، قابل تحسین است اما این تصاویر جنبه استنادی نداشتند و بیشتر نقاشی بودند و این نقاشی ها این تصور را ممکن است در خواننده بوجود آورد که این تصاویر بیشتر جنبه تخیلی و انتزاعی داشته و کمتر عینی و مستدل هستند . اما وجود همین تصاویر به نظر می رسد کتاب را از یکنواختی دور کرده است . در رابطه با عکس ها این مسئله را باید اشاره کرد که تقریبا هیچ کدام از آنها منبع ، زمان ، مکان ، نام عکاس در آنها ذکر نشده بود که این عکس ها و حقیقت آنها را تا حدودی زیر سوال می برد .
گزارش جلسه دهم
در این جلسه در مورد عوامل موثر در
تحول زندگی روستایی به شهری صحبت شد تحت عناوین زیر:
روستاها در حال تجربه تغییر شکل
زندگی از روستایی به شهری هستند و انسان شناسی به تجزیه وتحلیل چگونگی شهری شدن
روستاها می پردازد .روستاها کم کم دارای امکانات برابر با شهرها میشوند وبه نوعی
صنعتی و مدرن می شوندو این خود تحولی در سبک زندگی روستاییان به وجود می آورد
.نظام وظیفه یک تکلیف عمومی بود برای همه کسانی که در یک قلمرو سرزمینی زندگی می
کردند .و این امر باعث شد که روستاییان به شهرها بیایند و پیوندی بین آنها و شهرها
ایجاد شود . در همه جای دنیا روستاها با شهرها فاصله داشتند وانقلاب صنعتی باعث
شده بود که شهرها با روستاها تفاوت چشمگیری پیدا کنند . قبل از انقلاب صنعتی و به
طور مثال قبل از ورود عناصر مدرن به ایران تفاوت یک شهر با روستا تنها در مورد
وجود یا عدم وجود مسجد جامع و منبر در شهر بود و تفاوت ها خیلی جزیی بود . وبه جز
شهر هایی که به عنوان پایتخت انتخاب می شدند و کاخ هایی که در شهرها بود فرق عمده
دیگری به چشم نمی خورد .در سال 1304 رضا شاه ارتش ملی را در ایران پایه گذاری می
کند که تاثیراتی بر روستاییانی که به خدمت سربازی می آمدند به وجود می آورد از
جمله این تاثیرات می توان به سه مورد اشاره کرد :1-
آشنایی روستاییان با شهرها و خارج شدن آنها از
فضای بسته روستایی 2- آشنایی روستاییان با نظم
نوین و انضباط در محیط های شهری 3- تحول در بینش
و نگرش روستاییان به طوری که با دیدن جاذبه های شهری از زندگی در روستا رضایت
نداشتند.در این جلسه تنها کنفرانس من در مورد روستا ارایه شد.
نقد کتاب فرهنگ آموزش در ژاپن نوشته
دکتر محمد رضا سرکار آرانی
نقطه قوت این کتاب این است که در سیستم
آموزش ژاپن در دوره ابتدایی دروس مختلف وجود دارد وازپاداش و تنبیه جلو گیری می
شود در حالی که در سیستم آموزش ایران در دوره ابتدایی درس ها خیلی محدود و در حد
یاد گیری الفبا و آشنایی با اعداد و ارقام
می باشد و دانش آموز از ترس تنبیه هم که شده است سعی می کند دروس خود را با دقت
یاد بگیرد و یا دانش آموزی که درس را میخواند تنها با انگیزه پاداش است که دروس خود را یاد می گیرد.در این کتاب این گونه
بیان شده است که برنامه های درسی دوره ابتدایی ژاپن دارای دو ویژگی است یکی محتوای کم و دیگر رشد همه جانبه کودک .وقتی
که محتوای درسی زاید وجود ندارد و فقط نکات اصلی مطرح می شود دانش آموزان فرصت
تفکر درباره آنچه می آموزند را دارندکه این به نظر من تفاوت آشکاری با سیستم
؟آموزشی سایر کشورها دارد .به نظر من شیوه و سبک نگارش کتاب خیلی پیچیده نبود چون
اکثر مطالب در مقدمه اولیه کتاب آمده بود و نیاز به توضیح بیش از حد نبود و به نظر
من یک خواننده معمولی می توانست با خواندن مقدمه به قصد و غرض نویسنده پی ببرد .در
مورد برنامه درسی تلفیقی توضیحات کمی را داده بودند نقطه قوت دیگر این کتاب این
بود شیوه کار گروهی در تمام کارها مد نظر قرار می گیرد در حالی که در نظام آموزشی
ایران شیوه کار گروهی کمتر مد نظر قرار می گیرد و معلمان ودر کل سیستم آموزشی
ایران گرایش به کار انفرادی دارند ودر نظام آموزشی ایران معلمان و مدیران سعی نمی
کنند که آموزش های خود را به مهارت های کاربردی تبدیل کنند .در این کتاب معلمان
تنها معلمین رسمی آموزش وپرورش را شامل نمی شد بلکه والدین، شهروندان و افراد
دیگری را نیز در بر می گرفت و مکان های آمزشی رانیز تنها مختص به مدرسه نمی دانست.
در جلسه هفتم استاد زمانی که وارد کلاس شدند نظر تک تک مان را در مورد اینکه در مورد چه موضوعی صحبت کنیم پرسیدند و بالاخره با نظر اکثریت بچه ها قرار شد در مورد بحث های مربوط به کتاب روانشناسی اجتماعی اتو کلاین برگ صحبت شود و هر کسی در مورد فصلی که مطالعه کرده بود چند دقیقه ای صحبت کرد و استاد در اثنای صحبت های بچه ها توضیحاتی را به بحث ها می افزودند .از جمله اینکه یاد آور شدند:یکی از روش های فهمیدن ُ ایجاد تقابل بین دو چیز است . انسان موجودی معنا ساز است و رفتار اجتماعی حیوانات ُفاقد معناست. یعنی اگر گیاه و حیوان را با هم مقایسه کنیم می فهمیم در طول تاریخ تغییر نکرده استو جامعه آنها به همان شکل اولیه اش باقی مانده است. از نظر انترو پالوژیست ها مرز تمایز انسان و حیوان در معناست. خنده یک کنش معنا دار است ولی یک سری علامت ها را حیوانات می توانند درک کنند :مثل آزمون شرطی پاولف در مورد سگ . استاد در مورد انکه هویت ها امروزه چند پاره شده اند توضیحاتی دادند و فرمودند مثلا یک فرد در دانشگاه یک نقش (نقش دانشجویی)و در خانواده نقش پدری و مادری یا فرزندی را ایفا می کند و افراد به عنوان یک شهروند عضو چندین خرده فرهنگ می باشد.
و استاد در مورد هوش و اینکه خلاقیت های اجتماعی و فزهنگی مختلف تابع محیط است نه هوش .
ودر مورد تفاوت های زن ومرد که عمدتا در اثر تربیت است نه طبیعت دقایقی صحبت کردند و آخر کلاس با کمی درگیری بین بچه ها که با خوشرویی استاد و وساطت ایشان حل شد پایان یافت.
رابطه فاصله گیری اجتماعی با واقعیت اجتما عی:اقوام و گرو ههای متفاوت و حتی قشرهای متعدد در درون یک اجتماع سعی می کنند با فا صله گیری فیز یکی و ارتبا طی از همدیگر هویت گروهی و قومی شان را در برابر گروهها و اقوام دیگر حفظ کنند. هر چه این فاصله گیری شدید تر و روشن تر باشد نشان دهنده این واقعیت است که اقوام و گروههای یک اجتماع از یکپار چگی اجتماعی کمتری بر خوردارند. جایگاه فیزیکی افراد شرکت کننده در یک مراسم نشان دهنده جایگاه اجتماعی شان و نقش آنها در این مراسم می باشد. معملا افراد مقتدرو با نفوذ در مهم ترین جای مجلس می نشینندو افراد معمو لی در جاهای غیر شاخص قرار می گیرند.
جریان رفتار و اندازه گیری کنش متقابل اجتماعی :ثبت منظم رفتار اجتماعی افراد و تماس های اجتماعی میان افراد گوناگون به وسیله محقق میدانی با مشاهده جایگاه فیزیکی و فاصله گیری افراد ارتباط نزدیکی دارد.از میان مسایل مهمی که محقق میدانی در ثبت مشاهدات رفتاری رو به روست دو مساله مهم تر است : 1- تضمین باز نمایی زیرا مشاهدات یک محقق ممکن است از میان رویداد های گوناگون و سر در گم کننده در یک اجتماع انسانی تنها بخش کوچکی از این رویدادها را در بر گیرد.2- تعیین و تشخیص واحد های رفاتری مفید یا ضروری برای مشاهده .
نقش ضبط صوت در تحقیق انسان شناسی :ثبت دقیق و کلمه به کلمه سر گذشت ها و روا یت های طولانی اطلاع دهندگان بومی و نیز گفته هایی که در مصا حبه های باز بیان می شوند بدون کاربرد ضبط صوت میسر نیست .
نقش عکس برداری و فیلم برداری در تحقیق انسان شناسی :ثبت ویژ گی های فرهنگ مادی و تکنولوژی اقوام مورد بررسی و ضبط زنده مراسم و مناسک اجتماعی از جمله کارکرد ها یی است که عکس برداری و فیلم برداری می توانند در تحقیقات انسان شناسی انجام دهند.
اهمیت استفاده از روش تحقیق ترکیبی و چند منظوره از جانب انسان شناسان: از آن جا که هر روشی محدودیت ها و نواقصی دارد و تنها یکی از ابعاد موضوع تحقیق را می تواند آشکار سازد ممکن است ابعاد دیگر موضوع را بررسی نشده باقی گذارد . استفاده از روش چند منظوره باعث می شود کاستی ها و محدودیت های یک روش با کاربرد روش های دیگری که ابعاد دیگر موضوع را مورد بررسی قرارمی دهند جبران گردد.